شب به‌یادماندنی/گزارش برگزاری چهارمین جشن سینمایی دنیای تصویر

شب به یادماندنی
گزارش برگزاری چهارمین جشن سینمایی دنیای تصویر
ساسان پیروز

معاشران گره از زلفِ یار باز کنید
شبی خوشست، بدین قصهاش دراز کنید
حضورِ خلوتِ انس است و دوستان جمعند
وَاِنْ یکاد بخوانید و در فراز کنید
رباب و چنگ به بانگِ بلند میگویند
که گوشِ هوش به پیغامِ اهل راز کنید
به جانِ دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطافِ کارساز کنید
میانِ عاشق و معشوق فرق بسیار است
چو یار ناز نماید، شما نیاز کنید
نخست موعظه پیر صحبت این حرفست
که از مصاحبِ ناجنس احتراز کنید
هر آنکسی که درین حلقه نیست زنده به عشق
بر او نمرده به فتویِ من نماز کنید
وگر طلب کند انعامی از شما حافظ
حوالتش به لبِ یارِ دلنواز کنید
به راستی این چه سودائیست که شما و ما را در سرو دل افتاده و در این انجمنِ شوق گرد آورده است؟ آن هم در شب مبارکی از شبهای ماه رمضان که قرین عید سعید فطر مسلمانان است و نیز شبیست که مسیحای پاک و مجرد، حضرت عیسی روحا…، در آن به دنیا آمده است. به راستی آیا این سودا جز جذبه جلال و جمال حضرت دوست و تجلی اسماء و صفاتِ ذاتِ مقدسش تواند بود؟ آیا این وجد و طلب که ما را منزل به منزل، وادی به وادی، شهر به شهر و کو به کو، چون مجمع مرغانِ عطار میکشاند جز آرزوی دیدار، دیدار جلوههای جمالِ جانِ جانان، حیّ لامکان، آن پادشاهِ مطلق، که در کمالِ عزت خود مستغرق است، چه میتواند باشد؟
این همه عکس رخ و نقش نگارین که نمود
یک فروغ رخ ساقیست که در جام افتاد
پس به فرموده فرمانروایِ ملکِ وجود گوش جان بسپار که تنزیل ربالعالمین است. همو که آدم و هود و ایوب و ادریس و نوح و یوسف و موسی و عیسی و محمد مصطفی (ص) را برگزید. همو که فیض رحمت خویش از سحاب کرم و هدایت فروفرستاد. همو که میفرماید ارواح را آشنایی هست با هم و الفت و نیز بیگانگیست و جدایی. پس سبب جمعیت الفت میان دلهای ماست.
و اما دلیل الفت و مشتاقی این جمع مشتاق چیست جز جذب کهربایِ محبتش که به تماشا نشستهایم و دیده به دیدار گشودهایم، در این صفحه سفید، این پرده جادویی، لوح محو و اثبات تصاویر ما و جهان. چه سفرها که رفتهایم و چه راهها که پیمودهایم به پای خیال. صفحه تاریخ اقوام و ملل را ورق زدهایم و آینده را پیش چشم پنداشتهایم، آفاق را گردیده و انفس را سیر کردهایم. به سور و سوگ نشستهایم و به غفلت گاهی گذراندهایم. کودک و پیر و جوان، عالم و جاهل، بیمار و تندرست، خوش و ناخوش، تلخ و شیرین، همه در کنار هم به تماشای رنگها و نورها، مسحورِ جذبه جادوی خیال.
سینما معبدیست، زیرا که تفکر عبادتیست شایسته صنع او. در این معبد چه بسیار کسان که لحظهای به تامل نشستهاند و از خویش گسسته، چه دلهای سخت که شکستهاند و چه امیدها که به بار نشسته است و چه آرزوها که بر باد رفته است. سینما معبدیست که هم میتواند پر از اصنام باشد، با ظلمتی چون سیاهی شرک بتخانهها، و هم میتواند منظری باشد و روزنهای که به گلزارِ توحید گشودهایم. سینما هم از اسبابِ جمع است و هم تفرقه، هم نمودار کثرت است و هم آینهدارِ وحدت. سینما معبدیست که در آن جماعت را، همه جماعت را، در کنار هم میبینید که همه دیده به یک سو نهادهاند، خاموش و بهوش، باهم و بیهم، با آینهای در مقابل دیدگان که هر لحظه نقشی از هستی ما میپذیرد. و ما خادمان این معبد، خداوندگار یگانه را به مدد تفکر میستاییم و از شرک اوهام و اصنام منزهش میداریم.
علی معلم
***
چرخ روزگار روزهای بسیار فرساینده و نافرسودنی در حرکت رازآلود خود چرخیده است تا سرانجام در شب مبارکی که سالگرد میلاد نوری تابان در جهان است فال بر وصال افتد و عابدان، آیینِ ستایشِ کوشندگان برپا دارند و به بهانهای گرد هم آیند تا شادمانه موفقیت یکدیگر را شاهد باشند و شادباش گویند، بر پیران طریق ارج گذارند و بر نوپویان مسیر خوشامد گویند، از چراغهای خاموش یاد آرند و نورهای تازه را در آیینه دلهایشان تکثر دهند و بار دیگر از پیر و جوان ندای یگانگی سردهند…
چهارمین جشن سینمایی مجله دنیای تصویر دوشنبه پنج دیماه ۱۳۷۹ با دو بخش معرفی برگزیدگان سینمای ایران در سال ۱۳۷۹ و تجلیل از ۲۰ بازیگر برگزیده سینمای ایران در بیستساله اخیر (۱۳۷۹-۱۳۵۹) در حالی در سالن مرکز همایشهای محمدبن زکریای رازی برگزار شد که از ساعتی پیش از شروع مراسم جمعیتی بالغ بر یک هزار نفر در سالن انتظار محل برگزاری مراسم در فضایی گرم و صمیمی به انتظار فرارسیدن زمان شروع مراسم بودند. سرانجام با کمی تاخیر به جهت آماده شدن و کنترل مجدد امکانات فنی، درهای سالن بازمیشوند، شرکتکنندگان به جاهای خودشان راهنمایی میشوند و با پخش سرود جمهوری اسلامی ایران و برخاستن حاضرین به احترام آن مراسم چهارمین جشن سینمایی دنیای تصویر آغاز میشود و با قرائت آیاتی از سوره نساء کتاب آسمانی مسلمین، که به سبب فرارسیدن زادروز عیسی مسیح (ع) از آیاتی انتخاب شدهاند که به این پیامبر گرانقدر اشاره دارند، رسمیت مییابد.
با پایان یافتن قرائت قرآن مجید علی معلم، سردبیر، مدیرمسئول و صاحبامتیاز مجله دنیای تصویر که به نمایندگی از طرف هیات داوران اجرای مراسم را خود برعهده دارد در حالی که گروه موسیقی مستقر در سالن او را به همراه نواختن موسیقی فیلم ماموریت غیرممکن همراهی میکنند و پس از آنکه پیش از هر چیز با یاد خدا و عرض سلام و شببخیر خدمت حضار از ایشان بابت دیر کردی که در شروع مراسم رخ داده بود پوزش خواست مراسم، را با قرائت غزلی از حافظ و مقدمهای آغاز نمود که پیش از این از حضورتان گذشت.
پس از قرائت این مقدمه، علی معلم در توضیحی درباره مراسم این شب با ذکر اینکه امسال چهارمین سالی است که مجله دنیای تصویر با چنین مراسمی در خدمت هنرمندان سینماست به بیان این مطلب پرداخت که امسال علاوه بر معرفی برگزیدگان سینمای یک سال اخیر ایران دلیل دیگری نیز برای این جمع فراهم آمده است و آن انتخاب ۲۰ بازیگر برگزیده سینمای پس از انقلاب اسلامی ایران (۱۳۵۹۷۹) توسط اجرای یک همهپرسی از ۲۰۰ تن از اصحاب فرهنگ و منتقدین و سینماگران و نیز صدها نفر از خوانندگان و علاقهمندان دنیای تصویر است و متذکر شد که در مراسم امسال از برگزیدگان این همهپرسی نیز تقدیر صورت خواهد گرفت. علی معلم در ادامه این صحبت خود با اشاره به این موضوع که امسال ماهنامه دنیای تصویر پس از سه دوره برگزاری مراسم معرفی برگزیدگان سینمای ایران به شرایطی دست یافته است که با در اختیار گرفتن سالنی وسیعتر دوستان بیشتری را از هنرمندان گرامی و دوستداران دنیای تصویر پذیرا باشد اعلام نمود که امسال نیز مجله دنیای تصویر با معرفی ۱۲ برگزیده خود به همراه چند جایزه ویژه در خدمت سینمای ایران خواهد بود که از میان فیلمهای بهنمایشدرآمده در سال ۷۹ تا زمان انجام داوریها توسط هیات داوران مجله دنیای تصویر به عنوان جمع بهترینها انتخاب شدهاند و با یاد کردن از کلیه فیلمهای برگزیده به عنوان نامزد دریافت «لوح حافظ» در رشتههای مختلف به عنوان فیلمهایی که از نظر هیات داوران، به جهت خدمتی که به صنعت سینمای ایران کردهاند مورد علاقه هیات داوران مجله دنیای تصویر بودهاند با کسب اجازه از حضار به معرفی هیات داوران این دوره پرداخت که عبارت بودند از سرکار خانم نیکی کریمی و آقایان عزیز ساعتی، جواد طوسی، کامبیز کاهه، خسرو دهقان، امید روحانی، تهماسب صلحجو، رضا درستکار، بیژن اشتری و علی معلم. به این ترتیب و با معرفی هیات داوران بخش معرفی برگزیدگان چهارمین جشن سینمایی ماهنامه دنیای تصویر آغاز میشود که در ادامه به شرح مختصری از روند طیشده در آن میپردازیم.
مراسم معرفی برگزیدگان سینمای ایران امسال نیز همانند سالهای قبل با حضور خود هنرمندان سینما انجام میگرفت و روال اجرای آن بدین منوال بود که همانند سالهای قبل ابتدا مجری مراسم از یکی از هنرمندان حاضر در مراسم دعوت به عمل میآورد تا به روی صحنه بیاید و پس از آنکه دستهگُلی از سوی دنیای تصویر به او تقدیم میشد از او خواسته میشد که نامزدهای دریافت لوح حافظ را قرائت کند. سپس با پخش تصاویری فیلم برگزیده معرفی میشد و از هنرمند برگزیده در آن بخش دعوت میشد تا برای دریافت جایزه خود بر روی صحنه حضور یابد و آنگاه علی معلّم به عنوان مجری مراسم فهرست جوایز اهدایی در آن بخش را اعلام مینمود.
با آغاز مراسم معرفی برگزیدگان ابتدا از محمدرضا فروتن به عنوان یکی از چهرههای جدید سینمای ایران به روی صحنه دعوت میشود تا پس از پخش لحظاتی از فیلم اعتراض جایزه بهترین صدا را به اسحاق خانزادی تقدیم کند. سایر نامزدها در این بخش عبارت بودند از محمدرضا دلپاک برای فیلم یک روز بیشتر، جهانگیر میرشکاری برای فیلم متولد ماه مهر و باز هم محمدرضا دلپاک برای فیلم باد ما را خواهد برد. سپس از خانم افسانه بایگان دعوت میشود تا جهت معرفی نامزدهای دریافت جایزه بهترین طراحی صحنه و لباس که عبارت بودند از ژیلا مهرجویی برای فیلم بوی کافور، عطر یاس، محسن شاهابراهیمی برای فیلم مومیایی ۳، زندهیاد علی حاتمی برای فیلم تهران روزگار نو و باز هم محسن شاهابراهیمی برای فیلم متولد ماه مهر روی صحنه حضور یابد. افسانه بایگان پس از پخش تصاویری از فیلم تهران روزگار نو اعلام میدارد که برنده این بخش زندهیاد علی حاتمی است که متاسفانه دیگر در میان ما نیست. آنگاه پس از آنکه لحظاتی یاد و خاطره مرحوم علی حاتمی با صدای تشویق حاضران درمیآمیزد. علی معلم، با توضیح این مطلب که خانم لیلا حاتمی در حال فیلمبرداری آخرین فیلمشان هستند و علیرغم تلاشی که صورت گرفته است نتوانستهاند در مراسم حضور یابند، همسر مرحوم علی حاتمی در خارج از تهران به سر میبرند و آقای محمدمهدی دادگو (تهیهکننده فیلم) نیز در هنگام برگزاری این مراسم در فرانسه به سر میبرند، از حضار اجازه میخواهد تا از یکی از همکاران برجسته مرحوم حاتمی، یعنی استاد علی نصیریان، دعوت کند تا تشریف بیاورند و این جایزه را از طرف مجله دنیای تصویر به خانواده مرحوم علی حاتمی اهداء کنند. با این درخواست علی نصیریان با ظاهری ساده و آراسته در میان موسیقی و تشویق شدید حضار که نشان از احترام دارد از پلهها بالا میآید و پس از آنکه با رسیدن به روی صحنه متواضعانه به سمت تماشاگران برمیگردد و تعظیم میکند، در حالی که صدای تشویق تماشاگران ادامه دارد جایزه مرحوم علی حاتمی را به دست میگیرد.
علی معلم پس از تشکر از علی نصیریان بابت قبول این زحمت و با یادی از علی حاتمی به عنوان یکی از نیکمردان روزگار از علی نصیریان میخواهد تا نکتهای را درباره مرحوم حاتمی بیان کند و علی نصیریان دقایقی را به ذکر خاطراتی از خلق خوش و شیوه کاری مرحوم علی حاتمی میپردازد. سرانجام علی نصیریان در حالی که صدای تشویق در سالن میپیچد و در حالی که افسانه بایگان او را همراهی میکند پس از تعظیم کوتاهی به سمت خارج صحنه به راه میافتد.
علی معلم نیز پس از آنکه چند قدمی آنها را همراهی میکند و پس از فروکش کردن صدای کف زدن تماشاگران به پشت جایگاه برمیگردد تا مراسم را ادامه دهد و با این شوخی که نوبت به کسانی میرسد که اگر همین مراسم را به دستشان بدهیم یک بخش بزرگ آن و از جمله قسمتهای مربوط به مجری مراسم را میبرند از حسن حسندوست تدوینگر باسابقه سینمای ایران دعوت میکند تا برای معرفی نامزدهای دریافت جایزه بهترین به روی صحنه برود. نامزدهای این بخش عبارت بودند از محمدرضا موئینی برای فیلم اعتراض، واروژ کریممسیحی برای فیلم تهران روزگار نو، بهرام دهقانی برای فیلم متولد ماه مهر، مهرزاد مینویی برای فیلم شوکران و زندهیاد روحا… امامی برای تدوین فیلم بلوغ و پس از پخش تصاویری از فیلم شوکران از آقای مهرزاد مینویی دعوت شد تا برای دریافت این جایزه به روی صحنه بیاید. مهرزاد مینویی هنگام دریافت این جایزه ضمن تشکر از حضار و دستاندرکاران این مراسم به ذکر این نکته پرداخت که در تدوین فیلم شوکران محمدرضا موئینی نیز با او همکاری داشته است و به همین خاطر لازم میداند که در هنگام دریافت این جایزه ذکری از او به میان آورد. پس از اهداء جایزه بهترین تدوین از ابوالفضل پورعرب برای معرفی نامزدهای دریافت جایزه بهترین فیلمبرداری را که عبارتند از محمد آلادپوش برای فیلمبرداری فیلم مومیایی ۳، محمود کلاری برای فیلمبرداری فیلم باد ما را خواهد برد، علیرضا زریندست برای فیلمبرداری فیلم بلوغ، نعمت حقیقی برای فیلمبرداری فیلم شوکران و اصغر رفیعیجم برای فیلمبرداری فیلم اعتراض، با پخش تصاویری از فیلم بلوغ ساخته مسعود جعفری جوزانی از آقای علیرضا زریندست دعوت میشود تا برای دریافت جایزه بهترین فیلمبرداری بر روی صحنه حاضر شود. علیرضا زریندست پس از حضور بر روی صحنه و دریافت این جایزه ابتدا سال نوی میلادی را به تمامی مسیحیانی که در بخشهای مربوط به فیلمبرداری در صنعت سینما در حال خدمت هستند تبریک میگوید و با تشکر از هیات داوران اظهار میدارد که گرفتن جایزه موجب نمیشود که خود را برتر از دیگر همکاران خود بداند.
در ادامه مراسم علی معلم از کیومرث پوراحمد دعوت نمود تا برای معرفی نامزدهای دریافت جایزه بهترین فیلمنامه بر روی صحنه حضور یابد. کیومرث پوراحمد پس از حضور بر روی صحنه و پس از قدری شوخی همراه با علی معلم، به اعلام نامزدهای دریافت جایزه بهترین فیلمنامه میپردازند. نامزدهای این جایزه عبارت بودند از بهمن فرمانآرا برای فیلم بوی کافور، عطر یاس، محمدرضا هنرمند برای فیلم مومیایی ۳، احمدرضا درویش برای فیلم متولد ماه مهر، خسرو سینایی و حمید فرخنژاد برای فیلم عروس آتش و بهروز افخمی برای فیلم شوکران که پس از پخش تصاویری از فیلم عروس آتش که از همان اولین لحظات تشویق شدید حضار را در پی دارد خسرو سینایی و حمید فرخنژاد به اتفاق یکدیگر این جایزه را از آن خود ساختند.
بخش بعدی این مراسم به اجرای موسیقی پاپ اختصاص یافت که طی آن علی خلج به همراه گروه موسیقی مستقر در سالن به اجرای ترانهای پرداخت. پس از اجرای برنامه موسیقی با بازگشت علی معلم به جایگاه و تشکر از علی خلج و گروه موسیقیاش از امین حیایی بازیگر جوان سینمای ایران دعوت میکند تا برای معرفی نامزدهای دریافت جایزه بهترین موسیقی متن به روی صحنه بیاید. حیایی که در این هنگام برای چند لحظهای از سالن خارج شده است با کمی تاخیر سرانجام بر روی صحنه ظاهر میشود و پس از عذرخواهی به معرفی نامزدهای این بخش میپردازد. نامزدهای دریافت این جایزه در چهارمین مراسم معرفی برگزیدگان سینمای ایران عبارت بودند از کامبیز روشنروان سازنده موسیقی فیلم بلوغ، مجید انتظامی سازنده موسیقی فیلم اعتراض، احمد پژمان سازنده موسیقی فیلم بوی کافور، عطر یاس و محمدرضا علیقلی سازنده موسیقی فیلم متولد ماه مهر. با اعلام اسامی نامزدهای دریافت جایزه بهترین موسیقی متن پس از پخش تصاویری از فیلم اعتراض ساخته مسعود کیمیایی و در حالی که هنگام نمایش فیلم صدای تشویق حاضران به هنگام ظاهر شدن اسم کارگردان و سازنده موسیقی اوج میگیرد، مجید انتظامی این جایزه را دریافت میکند.
پس از اهداء جایزه بهترین موسیقی متن به مجید انتظامی، علی معلم ضمن تذکر این مطلب که امسال نیز همانند سالهای قبل هیات داوران مجله دنیای تصویر در هر یک از دو بخش بازیگر مرد و بازیگر زن دو برگزیده را معرفی خواهد نمود از پرویز پرستویی و سپس اکبر زنجانپور دعوت نمود تا برای معرفی نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیگران مرد و برگزیدگان به روی صحنه بیایند. به این ترتیب پس از آنکه اکبر زنجانپور و پرویز پرستویی در میان تشویق شدید حاضران بر روی جایگاه حاضر شدند، اکبر زنجانپور اقدام به قرائت اسامی نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیگران مرد کرد که نام اولین نامزد به محض خوانده شدن با تشویق شدید تماشاگران مواجه شد. اسامی نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیگران مرد عبارت بودند از: داریوش ارجمند برای فیلم اعتراض، حمید فرخنژاد برای فیلم عروس آتش، حسین یاری برای فیلم بلوغ، پرویز پرستویی برای فیلم مومیایی ۳ (که با تاکید ویژه اکبر زنجانپور خوانده شد)، فرامرز قریبیان برای فیلم چشمهایش، محمدرضا فروتن برای فیلم متولد ماه مهر و فریبرز عربنیا برای فیلم شوکران که پس از نام داریوش ارجمند تشویق تماشاگران با نام دیگران نیز ادامه یافت. پس از اتمام قرائت نام نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیگران مرد ابتدا با ظاهر شدن تصویر داریوش ارجمند بر روی پرده بار دیگر تشویق در سالن اوج میگیرد و ارجمند با حضور بر روی صحنه و پاسخگویی به ابراز احساسات شدید حاضران در سالن با تشکر از کارگردانهایی که با آنها کار کرده، از ناصر تقوایی که او را به سینما وارد کرده است تا مسعود کیمیایی که در آخرین فیلم او بازی کرده میپردازد و در پایان برای مسعود کیمیایی در هر کجا که هست آرزوی سلامتی میکند که بار دیگر با استقبال شدید حاضران مواجه میشود. پس از اهداء جایزه اولین بازیگر برگزیده سینمای ایران. و پس از لحظاتی انتظار با پخش تصاویری از فیلم چشمهایش، فرامرز قریبیان جایزه خود را به عنوان دیگر بازیگر برگزیده هیات داوران در میان تشویق شرکتکنندگان در مراسم دریافت میکند.
اما نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیگران زن که توسط خانمها فاطمه گودرزی و مریلا زارعی اعلام شدند عبارت بودند از بهناز جعفری برای فیلم تختهسیاه، هدیه تهرانی برای فیلم شوکران، مهتاب کرامتی برای فیلم مرد بارانی، ویشکا آسایش برای فیلم بلوغ، رویا نونهالی برای فیلم بوی کافور، عطر یاس و میترا حجار برای فیلم متولد ماه مهر که پس از پخش تصاویری از فیلمهای شوکران و مرد بارانی خانمها هدیه تهرانی و مهتاب کرامتی به عنوان برگزیدگان این بخش معرفی شدند.
علی معلم در این لحظه با قطع مراسم اعلام میکند که متاسفانه خانم هدیه تهرانی در راه آمدن به مراسم دچار سانحهای شدهاند که مجبور به انتقال سریع ایشان به بیمارستان شدهاند، پس از آرزوی سلامتی هر چه سریعتر برای ایشان توسط مجری مراسم، مهتاب کرامتی برای دریافت جایزه خود بر روی صحنه حضور یافت و این جایزه را دریافت کرد.
بخش معرفی نامزدهای دریافت جایزه بهترین کارگردانی با این توضیح علی معلم آغاز میشود که شخصی برای معرفی نامزدهای دریافت جایزه این بخش در نظر گرفته شده است که هرچند از برگزیدگان امسال هیات داوران مجله دنیای تصویر نیست، اما یک هدیه ویژه شامل ۲۰ سکه بهار آزادی دریافت خواهد کرد و پس از ذکر این مقدمه از مجید مجیدی که در سال گذشته برگزیده همین جایزه بوده است دعوت شد تا ضمن دریافت این هدیه اسامی نامزدهای دریافت جایزه بهترین کارگردان را اعلام کند. نامزدهای دریافت این جایزه که توسط مجید مجیدی اعلام شدند عبارت بودند از: خسرو سینایی (عروس آتش)، بهروز افخمی (شوکران)، مسعود جعفری جوزانی (بلوغ)، احمدرضا درویش (متولد ماه مهر) و مسعود کیمیایی (اعتراض) که پس از پخش تصاویری از فیلم، جایزه بهترین کارگردان از این مجموعه به بهروز افخمی کارگردان فیلم شوکران تعلق گرفت.
اما هیات داوران مجله دنیای تصویر امسال نیز علاوه بر سایر جوایز ۳ جایزه ویژه را تحت عناوین: «جایزه فعالیتهای پرثمر و نوین در عرصه تولید فیلم»، «جایزه یک عمر فعالیت هنری در عرصه سینما» و «جایزه یک عمر فعالیت نوشتاری در عرصه ادبیات سینمایی» در نظر گرفته بود که علی معلم ضمن اشاره به اهدای جایزهای در موضوع فعالیتهای پرثمر و نوین در عرصه تولید فیلم به سازنده فیلم مصائب شیرین (علیرضا داودنژاد) به خاطر تجربه نو ایشان در شیوه تولید فیلم در سال گذشته و با بیان این مطلب که امسال نیز یک جایزه ویژه با همین موضوع از سوی هیات داوران مجله دنیای تصویر در نظر گرفته شده است با یاد کردن از محمود کلاری به عنوان یکی از نیکترین و برجستهترین فیلمبرداران کشور که چهرهاش همچون کارهایش دوستداشتنی است از محمود کلاری خواست تا اهدای این جایزه را برعهده بگیرد. محمود کلاری با حضور بر روی صحنه پس از تشکر از علی معلم دریافت جایزه بهترین فیلمبرداری را به علیرضا زریندست تبریک میگوید و از وی به عنوان شخصی یاد میکند که بیتردید در ارتقاء سطح زیباشناختی سینمای ایران سهم بسزایی دارد. در ادامه پس از پخش تصاویری از چند فیلم از محصولات اعضای خانواده مخملباف، علی معلم در میان کنجکاوی حاضرین در سالن به شرح این نکته میپردازد که محسن مخملباف کارگردان برجسته کشورمان دست به یک اقدام شدیداً انقلابی در عرصه تولید فیلم زده است، به این معنا که با تاسیس مکانی با عنوان «خانه فیلم مخملباف» برای فعالیت اعضای خانوادهاش در عرصه سینما شخصاً به آموزش اعضای خانوادهاش در زمینه سینما پرداخته است و با تشکیل کلاسهای آموزشی برای آنها زمینهای را فراهم کرده است که پس از مدتی هر یک با استعدادهای متفاوتی وارد عرصه سینما شوند.
وی با نام بردن از محسن مخملباف، سمیرا مخملباف، میثم مخملباف، حنا مخملباف و مرضیه مشکینی همسر محسن مخملباف که فیلم روزی که زن شدم وی اخیراً در فستیوالهای مختلفی جوایزی را دریافت کرده است، به عنوان اعضای تشکیلدهنده «خانه فیلم مخملباف» و با توضیح این مطلب که در هنگام برگزاری این مراسم محسن مخملباف در حال فیلمبرداری آخرین فیلم خود در یکی از بیابانهای کشور است از سرکار خانم مرضیه مشکینی، میثم مخملباف و حنا مخملباف جهت دریافت جایزه ویژه هیات داوران مجله دنیای تصویر در موضوع «فعالیتهای پرثمر و نوین در عرصه تولید فیلم» به عنوان نمایندگان «خانه فیلم مخملباف» به روی صحنه دعوت میکند. مرضیه مشکینی، میثم مخملباف و حنا مخملباف در میان تشویق شرکتکنندگان در چهارمین جشن سینمایی دنیای تصویر برای دریافت این جایزه بر روی صحنه حضور مییابند و پس از آنکه هر یک دستهگُلی نیز دریافت میکنند «لوح حافظ» مجله دنیای تصویر را به دست میگیرند. مرضیه مشکینی در این مراسم پس از اظهار ادب به بزرگان سینما ضمن ذکر این مطلب که «خانه فیلم مخملباف» در ماههای گذشته چند بزرگداشت را در خارج از کشور پشت سر گذاشته است این جایزه را بدین علت که از سوی مردم موطنش به او داده شده است بسیار ارزشمند ارزیابی میکند و سپس با بیان ساده خود شرحی کوتاه درباره چگونگی شکلگیری «خانه فیلم مخملباف» میپردازد.
پس از اهداء این جایزه ویژه توسط محمود کلاری به اعضای «خانه فیلم مخملباف» و آرزوی موفقیت برای آنها نوبت به معرفی برگزیده جایزه بهترین فیلم میرسد که علی معلم از بازیگر گرانقدر سینمای ایران، عزتا… انتظامی، دعوت میکند تا برای معرفی نامزدها و اهدای جایزه به روی صحنه بیاید. عزتا… انتظامی پس از آنکه در میان تشویق شدید حضار بر روی صحنه آمد ابتدا از حاضران خواست تا به خاطر برگزاری مراسم چهارمین جشن سینمایی مجله دنیای تصویر چند دقیقهای علی معلم را تشویق کنند و سپس اسامی نامزدهای دریافت جایزه بهترین فیلم را اعلام نمود.
اسامی نامزدهای دریافت جایزه بهترین فیلم عبارت بودند از بوی کافور، عطر یاس به تهیهکنندگی مرتضی شایسته، متولد ماه مهر به تهیهکنندگی شرکت تماشا و سازمان توسعه سینمایی سوره، شوکران و اعتراض به تهیهکنندگی سیدضیاء هاشمی و عروس آتش به تهیهکنندگی قاسم قلیپور که پس از لحظاتی تعلیق با پخش تصاویری از فیلم عروس آتش که ابراز احساسات شدید حاضران را در پی داشت این جایزه به قاسم قلیپور تهیهکننده این فیلم اهداء شد. قلیپور پس از حضور در جایگاه و تشکر از علی معلم و عزتا… انتظامی با ذکر این مطلب که معتقد است خسرو سینایی به عنوان یک استاد حق بزرگی بر گردن او دارد دقایقی را به تشکر از کسانی پرداخت که همواره در بخشهای گوناگون سینما در حال خدمت هستند و با این وجود کمتر مورد تقدیر قرار میگیرند. با داده شدن جایزه بهترین فیلم از مجموعه جوایز معمول دنیای تصویر تنها دو جایزه ویژه «یک عمر فعالیت هنری در عرصه سینما» و «یک عمر فعالیت نوشتاری در عرصه ادبیات سینمایی» باقی مانده بود و در حالی که کسی انتظار آن را نداشت، علی معلّم با اعلام این مطلب که امسال به درخواست موسسه ارمغان بهزیست به سه فیلم برتر سینمای اجتماعی به نمایش درآمده در سال ۷۹ نیز جوایزی اهداء میشود و پس از ذکر این امر که فیلمهای زیر پوست شهر و زمانی برای مستی اسبها به داوری امسال هیات داوران مجله دنیای تصویر نرسیدهاند و در غیر این صورت چه بسا که جوایز بسیاری را از آن خود میکردند و نیز با آرزوی موفقیت برای فیلم زمانی برای مستی اسبها در مراسم اسکار، با دعوت از کارگردانهای این فیلمها و نیز علیرضا زریندست به نمایندگی از طرف مسعود جعفری جوزانی کارگردان فیلم بلوغ این جایزه را از سوی موسسه ارمغان بهزیست به خاطر کوشششان در زمینه سینمای اجتماعی به آنها تقدیم کرد.
با رسیدن به زمان اهداء جایزه «یک عمر فعالیت هنری در عرصه سینما» علی معلم ضمن آنکه از رخشان بنیاعتماد درخواست کرد تا بر روی صحنه باقی بماند. ابتدا به ذکر سابقهای از این جایزه در مراسم سالهای گذشته مجله دنیای تصویر پرداخت و سپس درخواست نمود تا با پخش تصاویر برگزیده امسال معرفی شود که قطعاتی بودند از فیلمهای کشتی آنجلیکا و دایی جان ناپلئون ساخته ناصر تقوایی.
با شروع تصاویر صدای تشویق شروع میشود و با رسیدن به قطعاتی از تیتراژ و سریال دایی جان ناپلئون اوج میگیرد و پس از روشن شدن چراغها ادامه مییابد.
پیش از حضور ناصر تقوایی بر روی صحنه ابتدا به درخواست علی معلم، رخشان بنیاعتماد چند دقیقهای را به صحبت در مورد جایگاه ناصر تقوایی و حضور مستمرش در سینمای ایران و در عرصههای مختلف فیلمسازی و نقش هر یک از آثار او در زمان ساخته شدنشان میپردازد و صحبت درباره وی و اهدای این جایزه به او را برای خودش افتخار و مسئولیتی سنگین میشمارد. پس از این مقدمه ناصر تقوایی در میان تشویق شدید جمعیتی که به پاس زحمات او از جاهای خود بلند شدهاند بر روی صحنه حاضر میشود. او پس از حضور بر صحنه و تبریک به رخشان بنیاعتماد به خاطر فیلم خودش (زیر پوست شهر) و تشکر از او و علی معلم در حالی که جمعیت حاضر در سالن در انتظار شنیدن صحبت او هستند ابتدا به ابراز خوشنودی از مسیر روبهرشد سینمای ایران میپردازد و سپس با تبریک سال نو میلادی به مسیحیان حرفه سینما، دقایقی را به صحبت درباره نقش و جایگاه ارامنه و خصوصاً اوانس اوگانیانس در تاریخ سینمای ایران میپردازد.
آخرین جایزه از مجموعه جوایز درنظرگرفتهشده از سوی هیات داوران مجله دنیای تصویر «جایزه یک عمر فعالیت نوشتاری در عرصه ادبیات سینمایی» بود که علی معلم پس از یادی از دوران شروع به کار نشریه دنیای تصویر و اشاره به یکی از همکاران دنیای تصویر در آن دوران از رضا درستکار به عنوان یکی از نویسندگان نسل جوان ماهنامه دنیای تصویر خواست تا برای معرفی برگزیده این جایزه به جایگاه بیاید. به این ترتیب رضا درستکار که عضو هیات داوران امسال مجله دنیای تصویر هم بوده است روی صحنه حضور مییابد و پس از ابراز غافلگیری از این دعوت به ذکر مقدمهای درخصوص تجربه شخصیاش از همکاری با چند نشریه سینمایی و نقش و جایگاه شخص برگزیده این مراسم و تاثیر او بر روی خودش میپردازد و پس از اظهار ارادت به او از آقای علیرضا وزل شمیرانی دعوت میکند تا برای دریافت این جایزه به روی صحنه برود و پس از آنکه علیرضا وزل شمیرانی را با بوسیدن دستش غافلگیر میکند جایزه «یک عمر فعالیت نوشتاری در عرصه ادبیات سینمایی» را به وی تقدیم میکند. علیرضا وزل شمیرانی در هنگام دریافت این جایزه ضمن تشکر با ذکر این مطلب که افتخار میکند که در خدمت سینمای ایران و هنرمندانی است که دوستشان دارد و برایشان احترام قائل است ابراز امیدواری میکند که این علاقه و احترام را در نوشتههایش منتقل کرده باشد.
با اهداء جایزه «یک عمر فعالیت نوشتاری در عرصه ادبیات سینمایی» بخش معرفی برگزیدگان سینمای ایران در چهارمین جشن سینمایی دنیای تصویر به پایان رسید و پس از لحظاتی استراحت و اجرای موسیقی پاپ توسط گروه موسیقی و به خوانندگی علی خلج بخش تجلیل از بازیگران برگزیده سینمای پس از انقلاب ایران آغاز شد.
در این بخش علی معلم شرحی درباره روند طیشده جهت انتخاب این ۲۰ بازیگر برگزیده سینمای پس از انقلاب اظهار داشت که حدود هفت ماه گذشته مجله دنیای تصویر طی اعلامی در نشریه از خوانندگان دنیای تصویر درخواست کرد تا ۱۰ بازیگر برگزیده از میان بازیگرانی که پس از انقلاب فعالیت داشته باشند را معرفی کنند که در پی آن خوانندگان و علاقهمندان مجله دنیای تصویر با فرستادن صدها نامه اقدام به معرفی بازیگران برگزیده خود نمودند و در کنار این نظرخواهی در نظرسنجیای که از حدود ۲۰۰ تن از منتقدین، نویسندگان و هنرمندان کشور انجام شد نیز ۱۰ نفر انتخاب شدهاند که طبیعتاً به دلیل نوع دیدگاهی که این گروه داشتهاند شامل افرادی بودهاند که از حضور طولانیتر و یا تاثیرگذارتری در فیلمهای سینمای ایران برخوردار بودهاند و اعلام کرد که امشب آرای مشترک این دو مجموعه اعلام خواهد شد. آنگاه علی معلم پس از تذکر این مطلب که خانم سوسن تسلیمی به عنوان یکی از بازیگرانی که در این لیست حضور دارد اکنون مدتی است که در خارج از کشور مشغول فعالیت است، به ذکر این مطلب پرداخت که از نظر مجله دنیای تصویر مهم نیست که در این نظرخواهی چه کسی اول شده است و چه کسی نفر آخر و یا چه کسی اصلاً در این لیست حضور ندارد بلکه این تنها ایجاد یک موقعیت است برای انتخاب کردن و اظهارنظر و این تجربه با هر نتیجهای که حاصل دهد فقط میشود آن را نوعی یادآوری دانست از کسانی که سالها در این عرصه قدم زدهاند و زحمت کشیدهاند. علی معلم با بیان این مطلب که امشب قصد بر این است که با دعوت از کسانی که مردم ایران سالها با یاد و خاطراتی که آنها از طریق آثار سینمایی و تلویزیونی و تئاترهایشان برایشان به جا مانده زندگی خواهند کرد به روی صحنه، از آنها بخواهد تا به افتخار این انتخاب در تصویری که شاید هیچ موقع به این صورت تکرار نشود در یک عکس یادگاری در کنار هم بایستند. آنگاه علی معلم با آغاز قرائت نام ۲۰ بازیگر برگزیده سینمای ایران به عنوان مجری مراسم از آنها دعوت کرد با حضور روی صحنه به جمعیت حاضر در سالن اجازه دهند که احترام خود را به تلاشی که برای ارتقاء شان و سطح بازیگری در سینمای ایران به عمل آوردهاند ادا کنند. با حضور بازیگران منتخب بر روی صحنه مراسم چهارمین دور معرفی برگزیدگان سینمای ایران جمعیت سالن برای دقایقی چند از جای برمیخیزد و صدای کف زدن حاضرین در سالن طنین میاندازد. سپس در حالی که صدای تشویق حاضران هنوز ادامه دارد علی معلم از تمامی بازیگران سینمای ایران که در سالن حضور دارند دعوت میکند تا به روی صحنه بیایند و در این عکس یادگاری سینمای ایران در کنار گروه بازیگران برگزیده قرار گیرند و در این افتخار شریک شوند. با این دعوت در میان تشویق و ترغیب تماشاگران سایر بازیگران حاضر در مراسم نیز به لبخندزنان روی صحنه میآیند تا دوش به دوش جمشید مشایخی، جمیله شیخی، عزتا… انتظامی، علی نصیریان، سعید پورصمیمی و… قرار بگیرند و در افتخار بازیگران سینمای ایران سهیم شوند. سرانجام پس از آنکه صحنه برگزاری چهارمین جشن سینمای دنیای تصویر مملو از بازیگرانی شده است که گرم و صمیمی در کنار یکدیگر ایستادهاند تا به احساسات حاضران در سالن پاسخ دهند و پس از ده دقیقه کف زدن مداوم حاضران علی معلم از جمشید مشایخی و باران کوثری میخواهد تا برای ثبت این تصویر به عنوان قدیمیترین و جوانترین بازیگران حاضر در جمع چند کلامی سخن بگویند و به این ترتیب چهارمین مراسم معرفی برگزیدگان سینمای ایران در حالی که گروه بازیگران حاضر بر روی صحنه در برابر دوربین عکاسی ردیف میشدند تا برگی به تاریخ سینمای ایران بیافزایند، تا سالی دیگر و مراسمی دیگر به کار خود پایان داد.

در حاشیه مراسم
برای نوشتن حاشیه مراسم امسال دنیای تصویر نمیدانم واقعاً باید از کجا شروع کرد: از ماجراهای مربوط به یک ماه و نیم تلاش گروه کوچک (ده دوازده نفره) بروبچههای دنیای تصویر و فرضاً مسیرهای پرپیچ و خمی که برای رساندن کارت دعوت به برخی از هنرمندان طی شد یا حوادثی که در هنگام مراسم در پشت صحنه رخ داد و یا ماجراهای روزهای بعد از مراسم و حدیثهایی که در مقایسه میان این جشن و اختتامیه بعضی «مراسم گندهگنده» زده شد! به هر حال چون وقت برای نوشتن این گزارش برای بستن و انتشار این شماره در فشار درآوردن شماره ویژه «جشنواره فجر» تنگ است به طریق معمول فقط به حاشیه میرویم و تنها به ذکر چند نکته میپردازیم.
حضور گروه موسیقی مستقر در سالن در سراسر برگزاری مراسم، گرما و شور ویژهای به جشن بخشیده بود. نواختن موسیقی فیلم ماموریت غیرممکن به هنگام حضور علی معلم بر روی صحنه برای کسانی که از مشکلات او برای برگزاری این مراسم خبر داشتند، طنز ویژه خودش را داشت. گروه موسیقی به غیر از همراهی علی خلج در موقع اجرای ترانههای پاپ، در تمام طول جشن، افرادی که به جایگاه خوانده میشدند را با نواختن یک موسیقی پرتب و تاب و دوستداشتنی تا روی صحنه همراهی میکردند. این قطعه موسیقی دوستداشتنی در طول مراسم به تدریج تبدیل به «مارش حضور» هنرمندان بر روی صحنه شد که البته در چند مورد با توجه به معنایی که یافته بود موجب بروز اتفاقات خاصی شد. اولین مورد آن دیر آمدن امین حیایی به روی صحنه بود که گروه موسیقی تا پیدا شدن او در بیرون سالن و آمدنش به روی صحنه مجبور شد سه بار قطعه مزبور را از اول تا آخر بزند! مورد دوم زمانی بود که پس از پخش تصاویر داریوش ارجمند گروه موسیقی (احتمالاً بیخبر از همه جا) «مارش حضور» معروف خود را نواخت و نتیجه این شد که داریوش ارجمند در همان تاریکی و در حالی که فیلم دوم در حال پخش شدن بود در میان تشویق حاضران به روی صحنه رفت و برگزارکنندگان مراسم اعم از مجری و افراد حاضر را در اتاق کنترل برای دقایقی حسابی گیج کرد. اما مورد چهارم که از همه جالبتر بود مربوط به قسمتی بود که مجری مراسم در حال توضیح این نکته بود که یکی از بازیگران برگزیده مدتی است در خارج از کشور به سر میبرد و در آنجا مشغول فعالیت است و در برابر تشویق کسانی که فهمیده بودند او از چه کسی حرف میزند مجبور شد نام آن شخص را با صدای بلندتری بگوید: «خانم سوسن تسلیمی!» اینجا بود که گروه موسیقی، در لحظهای که اصلاً توقع آن را نداشتند احساس کردند که حسابی غافلگیر شدهاند، به سرعت سازهایشان را به دست گرفتند و مشغول نواختن مارش حضور برای آمدن سوسن تسلیمی شدند و لحظاتی طول کشید تا مجری مراسم بتواند جلوی ادامه نواختن آنها، که حسابی سرگرم کار خودشان بودند را بگیرد تا مجدداً توضیح دهد مارش حضور برای کسی زده شد که اصلاً در ایران نیست!
در هر حال، نوازندگان این گروه موسیقی که حضورشان به مراسم جلوه ویژهای داده بود عبارت بودند از: فرهاد مجذوب (گیتار)، رامیار دلنواز (گیتار باس)، آرش مقدم (گیتارباس)، منوچهر روشن (ساز کوبهای) و بابک شهروز (پرکاشن) و همانطور که ذکر شد علی خلج (خواننده). علی خلج هم چنانکه در گزارش آمد در این مراسم دو ترانه پاپ اجرا کرد، یکی به آهنگسازی «فردین خلعتبری» و با شعر «افشین یداللهی» و دیگری به آهنگسازی «کامبیز روشنروان» و با شعری از «سهیل محمودی»، که بنا به گفته خودش این دو ترانه برای اولین بار در فیلم همسر دلخواه من به کارگردانی افشین شرکت اجرا شدهاند.
سالن انتظار مرکز همایشهای رازی پیش از شروع مراسم از فضای گرم و دلچسبی برخوردار بود، حضور چهرههای برجسته سینما و تئاتر کشور در میان تماشاگران علاقهمند از ساعتی قبل از شروع مراسم چنان موقعیت مناسبی را برای گپ و گفتگو فراهم کرده بود که کسی به فکر بیرون رفتن نمیافتاد. جدای از غرفه فروش نوار ویدئویی مراسم سالهای قبل و یکی از اعضای دنیای تصویر که در کنار تلویزیونی مشغول پاسخگویی به علاقهمندان بود، تعدادی از شرکتها و موسسات شرکتکننده در مراسم هم فضای سالن انتظار را چنان مناسب دیده بودند که با برپایی غرفههایی به معرفی محصولات و پخش آگهیهایشان در سالن انتظار مشغول شوند.
بازار عکس و امضاء هم در مراسم حسابی گرم بود. هرچند که دنیای تصویر قبلاً در کارتهای مراسم توضیح داده بود که «از انجام هرگونه عکسبرداری و فیلمبرداری ممانعت خواهد شد» و تقاضا کرده بود که از «آوردن دوربین عکاسی و فیلمبرداری خودداری شود» و در طی مراسم هم همراهان دنیای تصویر در مراسم مجبور شدند که چند دوربین را تا پایان از صاحبانشان قرض بگیرند (!)، اما به هر حال ظاهراً حضور این همه چهره برجسته در یک جا موجب شده بود که بعضیها ترجیح بدهند از خواندن آن نوشته روی کارتهایشان «چشمپوشی» کنند و چنان با گرفتن امضاء و عکس یادگاری خودشان و هنرمندان را سرگرم کنند که تقریباً کسی متوجه دیر باز شدن درهای سالن نشد!
حضور موسسات و شرکتهای گوناگون در جشن امسال نسبت به سالهای قبل بسیار گستردهتر بود. علاوه بر موسسه ارمغان بهزیست و سازمان فرهنگی هنری شهرداری که حضور وسیعی در این مراسم داشتند، شرکتها و موسسات گوناگون نیز با اهدای جوایزی به برگزیدگان و بعضاً برپایی غرفه و یا پخش تبلیغات در سالن انتظار حضور داشتند که البته تعیین جوایز برای برگزیدگان با شروع مراسم پایان نیافت و با پیش رفتن مراسم کماکان ادامه داشت. موسسه ارمغان بهزیست در نیمه مراسم با ارسال یادداشتی برای مجری اعلام کرد که از طرف این موسسه به هر یک از نامزدهای دنیای تصویر در سال ۷۹ صد برگه ارمغان بهزیستی اهداء خواهد شد. همچنین کارخانه ذوب و نورد آلومینیوم نیز پس از اجرای ترانه دوم توسط علی خلج اعلام کرد که از سوی این کارخانه ۵ سکه بهار آزادی به علی خلج اهداء خواهد کرد.
دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد نیز در این مراسم با اهداء تندیسهایی که به تایید تمامی استادان این دانشکده رسیده بود داوری استادان دانشکده را تایید آکادمیک اعلام کرد، که این حرکت در پایان مراسم، تشکر ویژه داریوش ارجمند را در پی داشت.
حکایت قاطی شدن کاغذهای مجری در طول جشن، موضوعی بود که چند بار تکرار شد. این اتفاق با وجود آنکه بیشتر از همه اجراکننده مراسم را اذیت کرد به علت صمیمیت فضای حاکم بر جشن به جای آنکه موجب ملال خاطر حاضران شود به دستاویزی برای شوخی علی معلّم و هنرمندان تبدیل شده بود.
عدم حضور خسرو شکیبایی در مراسم، موجب گلهمندی علی معلّم از او شد که البته این گلهمندی بیشتر برای کسانی قابل درک بود که از تلاشهای فراوان صورتگرفته برای رساندن کارت دعوت جشن به نفر چهارم لیست نویسندگان و شاعران و منتقدان و سینماگران و نفر پنجم لیست خوانندگان و همراهان دنیای تصویر باخبر بودند.
هرچند تعداد حاضران در جشن و صاحبنامان عرصه بازیگری به حد کافی چشمافسا بود اما جای بعضیها هم خالی بود. جدای از سوسن تسلیمی که چند سالی است که در سوئد مشغول کار تئاتر است و به عنوان یک بازیگر برجسته برای خودش جایگاهی به دست آورده و چنانچه گفته میشود اکنون در حال ساخت اولین فیلم خود است، خانم نیکی کریمی در فرانسه به سر میبرد، لیلا حاتمی مشغول فیلمبرداری آخرین فیلمش بود، گلاب آدینه درگیر اجرای نمایش پوف در یکی از فرهنگسراهای تهران بود، فریبرز عربنیا در حال فیلمبرداری فیلم جدیدش در شهرستان، و خانم هدیه تهرانی هم چنانکه ذکر شد هنگام آمدن به مراسم دچار سانحهای شده بود و او را به بیمارستان منتقل کرده بودند. این هنرمندان بعد از جشن در دفتر مجله دنیای تصویر جوایز خود را دریافت کردند.
در پایان مراسم گروهی از هنرمندان سینما و اهالی مطبوعات در ضیافت شامی میهمان دنیای تصویر بودند.
و یک نکته هم قابل توجه کسانی که خواهان نوارهای ویدئویی این جشن هستند، مراسم چهارمین جشن دنیای تصویر از آغاز تا پایان آن توسط گروهی به کارگردانی تلویزیونی اسدا… ایمن به صورت بتاکم فیلمبرداری شده است. علاقهمندان میتوانند منتظر باشند که به زودی نوار این جشن در صورت درخواست، از طریق مجله به دستشان برسد.
کارگردانی مراسم جشن را امسال افشین شرکت به عهده داشت.
گلآرایی صحنه امسال به صورت زیبایی از طرف مجتمع گل هوشنگ انجام شده بود. این مجتمع همچنین دستهگلهای زیبایی را برای تقدیم به هنرمندان آماده کرده بود.

محمدرضا فروتن: خدمت تمام عزیزان و سروران عزیزم خیلی خیلی سلام دارم… و آنقدر بزرگان سینما اینجا هستند که من فکر میکنم خیلی کوچکتر از آن هستم که بخواهم در وهله اول صدا زده بشم که حرفی زده باشم… به هر جهت پیش همهتان احساس کوچکی میکنم و خیلی خوشحالم که در بین شما عزیزان هستم و فکر میکنم پیش کسایی هستم که بارها و بارها آرزو داشتهام برای لحظهای آنها را توی خیابان… تویِ یک جایی ببینم… و… افتخار میکنم که در بین شما هستم.
اسحاق خانزادی: من خدمت تمام بزرگان سینمای ایران عرض ادب دارم و خیلی خوشحالم که در جشن دنیای تصویر من جایزه صدا را گرفتهام… خیلی ممنونم.

افسانه بایگان: سلام عرض میکنم خدمت تمام پیشکسوتان و بزرگان عزیزی که امشب با حضورشان این مجلس را مزیّن کردهاند. خوشحالم از اینکه در کنارتان هستم و حالا میتوانم از روبرو همه شما را ببینم.
این جایزه به زندهیاد علی حاتمی تعلق میگیرد که در این سالهای شکوفایی سینمای ما متاسفانه دیگر در میان ما نیست… یادش شاد!
علی نصیریان: واللّه… یکی از بارزترین خصیصههای آقای حاتمی خُلق خوشش بود… خیلی خلق خوشی داشت… خیلی دوست بود با همکارهاش… مخصوصاً با افراد که یک قدری جلوتر از خودش از لحاظ سنی و کاری قرار داشتند. چون حاتمی فیالواقع از تئاتر آمد به سینما. اول تئاترنویسی میکرد و در دانشکده هنرهای دراماتیک بود. آن موقع خب ما کار میکردیم و او هنوز دانشجو بود… خیلی حرمت قائل بود برای افرادی مثل آقای مشایخی… آقای انتظامی…. یک آدم فوقالعاده… یعنی از لحاظ خلق و خو یک ایرانی سنتی بود، سنتی به معنی واقعی… به موقعی هم که مواردی پیش میآمد که یک نقار کوچولو، سر یک مواردی با بعضی از به خصوص هنرمندان پیشکسوتتر از خودش پیش میآمد… بعد که گله میشد میگفت: «اصلاً شماها چرا اینجوری فکر میکنید؟…» میگفت: «من وقتی عتیقهها را دوست دارم… من وقتی اشیاء را دوست دارم… (و واقعاً هم دوست داشت) اینقدر برای یک دانه لاله… یک دانه چراغ… یک دانه میز قدیمی… ارزش قائلم و دوست دارم… چطور ممکنه شماها را دوست نداشته باشم؟». او یک همچین حسّی داشت. فوقالعاده رابطه خوبی داشت و فوقالعاده هنرپیشههایش را از لحاظ کار در راحتی و آزادی میگذاشت. فقط حرفهایش را اول میزد.
(با خنده) ولی خب ما یک مشکل هم باهاش داشتیم… هیچ وقت متن کاملش را به ما نمیداد!
فیالواقع او یک خلاصهای از سکانسها را میداد… دیالوگها را شب قبل از فیلمبرداری مینوشت و بعد صبح میآورد… که این یک مقدار برای ما ایجاد مشکل میکرد. منتها او میگفت: «نه، من این کار را به قصد میکنم… برای اینکه آن طراوت این زبان را شما از دست ندهید.»… ولی خب این از بُعد بازیگری یک خرده مشکل داشت. یعنی جای بحث و گفتگو بود و من این بحث و گفتگو را باهاش داشتم. ولی واقعاً از دست ما رفت! یعنی حیف بود. بعضی هنرمندها هستند که حقیقتاً جایگزین ندارند. هستند کسانی که کار میکنند… کارگردانهای بسیار خوب… جوانها… کارگردانهای بسیار خوبی آمدند، ولی هر کس جای خودش را دارد. و حاتمی در دل ما جا دارد.

حسن حسندوست: با سلام خدمت دوستان و با تشکر از آقای معلم… بهتره که همه چی رو «کات» کنیم، یک ضرب بریم سر اصل موضوع!
علی معلم: (رو به سالن) گفتم که…!
حسن حسندوست: (توضیح میدهد) چون آخه فایده نداره دیگه!!
مهرزاد مینویی: تشکر میکنم از حضار محترم و دستاندرکاران دنیای تصویر و این جلسه، من فقط عرض بکنم که در تدوین فیلم شوکران آقای موئینی هم با من همکاری میکردند و من لازم میدانم که ذکر کنم که بسیاری از صحنههای خوب فیلم را ایشان تدوین کردند و به هر حال تاثیر زیادی در کار داشتند. در حقیقت من و ایشان کار را با هم شروع کردیم و حالا به دلایلی از نیمههای کار من کار را ادامه دادم و به اتمام رساندم. من خواستم یادی از ایشان هم شده باشد. من خیلی ممنونم.

ابوالفضل پورعرب: ضمن عرض سلام و آرزوی سلامتی شما عزیزانم، استادانی که واقعاً به گردن من حق دارید و من همیشه ممنون شما هستم اگر اینجا هستم… و عاشق شما هستم.
علیرضا زریندست: اول من تبریک میگم به تمام مسیحیانی که تویِ حرفه خودمان هستند به خاطر سال جدید میلادی و بعد از اینکه در مورد فیلمبرداری من این کارشناسی صورت گرفته از کسانی که این کارشناسی را انجام دادهاند سپاسگزارم و تشکر میکنم و قدردانی و البته این دلیل نمیشود که من فکر کنم که سایر همکاران من که موفق نشدهاند این رای را بیاورند از من برتر نباشند. من خودم را در کنار آنها میدانم.

کیومرث پوراحمد: سلام! (با اشاره به حرفهای علی معلم در اول مراسم) خب، این آقای معلم از «صنام» و اینجور چیزها گفت، بعد خودش خندهاش گرفت، من هم خندیدم… انگار همین جوری دارم حرف میزنم!
علی معلم: (با اشاره به میکروفون روی جایگاه) تنها کسی در سالن هستید که میکروفون را باید برایش بیاورم بالاتر!
کیومرث پوراحمد: (رو به علی معلم) ببینم، ]جایزه [فیلمنامه پارسال رو هم که من دادم؟! (رو به جمعیت) خب آدم بیاد این بالا خیلی خوبه دیگه، یعنی اگه قرار باشد جایزه نگیره هم برای دادن جایزه باید حتماً بیاد این بالا!
خسرو سینایی: من از طرف خودم و آقای فرخنژاد واقعاً از همگی تشکر میکنم. جناب نصیریان راجع به مرحوم حاتمی که متاسفانه جایشان خالیست گفتند که «او همه بازیگرانش را دوست داشت»، امیدوارم یک روزی راجع به مرحوم سینایی بگویند «او اگر همه گروهش را دوست نمیداشت، نمیتوانست فیلم بسازد»…
…واقعاً اینطور است. به این ترتیب من از یکایک همکارانی که در این فیلم به من آن روحیه را دادند، آن شوق را بخشیدند که به هر حال فیلمم تا حدی فیلمی باشد که با شرمندگی بهش نگاه نکنم، تشکر میکنم. یکایک را نمیتوانم نام ببرم، ولی همیشه مدیون لطف و محبت و همکاریشان هستم. خیلی ممنونم.
حمید فرخنژاد: من از همه تشکر میکنم. امیدوارم سالهای سال خدا سایه امثال آقای سینایی، خانم بنیاعتماد و همه بزرگانی که در این جمع هستند را بر سر سینمای ما مستدام بدارد و انشاءا… که ما جوانترها زیر سایه آنها باشیم. ممنونم.

امین حیایی: با عرض سلام خدمت تمامی حضار محترم. درست لحظهای که من رفتم بیرون صدام زدند! ببخشید!
مجید انتظامی: سلام خدمت دوستان… برای من خیلی افتخار است که میان شما هستم، و خیلی ممنون از آقای معلم و هیات داوران، مرسی!

اکبر زنجانپور: سلام عرض میکنم. عرضم به حضورتان که… من تعجب کردم که من را صدا کردند. چون من سالهاست که در حاشیه سینما هستم. به هر حال خیلی ممنون.
داریوش ارجمند: بسما…الرحمنالرحیم. سپاسگزارم از همه کسانی که در این داوری من را برگزیدهاند. سپاسگزارم از ناصر تقوایی که من را به سینما آورد. (رو به ناصر تقوایی که در ردیف جلو نشسته است) آقای تقوایی دستتان را میبوسم.
دست اساتید بزرگم که در این جلو میبینمشان را میبوسم. امیدوارم شاگرد خوبی بوده باشم. آقای انتظامی، آقای نصیریان… امیدوارم که ادامه درستی در جهت شما بوده باشم، از همه کارگردانهایی که باهاشان کار کردهام و بسیاریشان را اینجا میبینم، از آقای متوسلانی، از آقای بزرگنیا، از بقیه، از ابوالحسن داودی، مجید جوانمرد، آقای مخملباف، از همه سپاسگزارم. از همه آنها چیز یاد گرفتهام. همین طور از آقای نعمت حقیقی که برای اولین بار جلوی دوربینشان ایستادم. و یاد و خاطره آقای مسعود کیمیایی ]با شنیده شدن نام مسعود کیمیایی یک بار دیگر صدای کف زدن در سالن اوج میگیرد [برایم زنده است که این افتخار را داشتم که در چهلمین سال فیلمسازی ایشان، آخرین فیلمشان را بازی بکنم. برایشان دعای خیر دارم، هر جا که هستند سلامت باشند. خیلی سپاسگزارم…

فرامرز قریبیان: با عرض سلام خدمت همه استادهای خودم که خوشبختانه اکثرشان امشب در اینجا حضور دارند و من در این ردیف جلو همه آنها را میبینم. تشکر میکنم از آقای معلم که به هر حال باعث و بانی این جشن بودهاند، هم به خاطر مجله زیبایشان و هم به دلیل امشب. به هر حال فکر میکنم که همکارهای دیگرم هم بودهاند که لیاقت این جایزه را داشتهاند و این جایزه تنها متعلق به من نیست بلکه متعلق به همه بازیگران سینمای ایران است. امیدوارم که روز به روز تعداد جوانها بیشتر شود و همینطور که شاهد هستیم سال به سال کیفیت کارهای بازیگران سینمای ایران و همچنین فیلمهای ایرانی بهتر بشود. متشکرم از همگی.

فاطمه گودرزی: فکر میکنم که زیاد سهمیه صحبت نداشته باشم، به خصوص که این آخرها نوبت ما شده…
…به هر حال چیزی که به نظرم میرسد این است که سینمای ما یک صف طویل تقلاست و من خوشحالم که در این صف تقلا میکنم.
مریلا زارعی: سلام عرض میکنم خدمت همه عزیزان و در ابتدا به پیشکسوتان عزیزم، اساتیدی که اینجا هستند، که تمام جوانانی که در این عرصه دارند فعالیت میکنند قلبشان از حضور آنها میتپد. این شب عزیز و فرخنده را تبریک میگویم به تمام اقلیتهای عزیز و همچنین متشکرم از آقای معلم و امیدوارم برای سال آینده این ورقههایشان را یک مقدار شمارهگذاری بکنند که اینقدر گم نشوند! مرسی!
مهتاب کرامتی: امیدوارم که امانتدار خوبی باشم. ممنون!

مجید مجیدی: با یاد و نام خدا و با عرض سلام و ارادت خدمت حضار محترم. امیدوارم که طاعات و عبادات عزیزان در این میهمانی خدا مورد قبول درگاه خداوند قرار گرفته باشد
علی معلم: البته آقای افخمی چند روزیست که یک صحبتهایی در مجلس کرده که شهر را به هم ریخته!… من خواهش میکنم از بهروز این قضیه آیدین را برای شما تعریف کند! خیلی جالبه! جریان حرفهای مجلس را…
بهروز افخمی: آها! بعد از اینکه برایش تعریف کردم که وقتی چیزهایی که گفته بود را توی مجلس تعریف کردم دعوا شد. بهم گفت «چرا آدمفروشی میکنی؟!، ببین میتونی برای من دردسر درست کنی؟» ]صدای خنده و کف زدن سالن را پر میکند [به هر حال من خیلی ممنونم و امیدوارم که خانمها و آقایان خوشحال و سرحال باشند… من هم کمکم دارم یاد میگیرم که وقتی فیلم میسازم اگر خواستم جایزه بگیرم بیایم سراغ مجله دنیای تصویر. البته چون چند روز پیش نسبت به صحبتهای من توی یک مجلس دیگری عکسالعملهای تندی نشان داده شد من مختصری نطقم بند آمده و نمیتوانم زیاد صحبت کنم! تشکر میکنم از همه و مخصوصاً از هیات داوران و امیدوارم که لایق تشویقی که صورت گرفته باشم.

محمود کلاری: (آواز) بخوانم؟!… سلام عرض میکنم… دیگر تعریف از اینها بالاتر؟! نمیدانم! یک کمی هول شدم! تبریک میگم خدمت عزیزانی که به هر حال امشب جایزه گرفتهاند… تبریک ویژه میگویم خدمت جناب آقای علیرضا زریندست، فیلمبرداری که بدون شک در ارتقاء سطح زیباییشناختی سینمای ایران سهم دارند و قطعاً ما، شخصاً میگویم، از روی دست ایشان بسیار نوشتهایم… سپاسگزارم که اینجام.
مرضیه مشکینی: سلام میکنم خدمت همه بزرگان سینما که اینجا حضور دارند. راجع به «خانه فیلم مخملباف» فقط یک توضیح کوچکی بدهم که «خانه فیلم مخملباف» از روزی شروع شد که سمیرا مدرسه نرفت و ما شدیم شاگردهای محسن مخملباف. ماه گذشته در دو فستیوال مختلف، در کشورهای کره و آمریکا، برای خانواده مخملباف و در واقع برای «خانه فیلم مخملباف» بزرگداشت گذاشته شد و جوایزی اهداء کردند. منتها این جایزهای که اینجا میگیریم یک حس دیگری دارد، به خاطر اینکه جایزهای است که از مردم مملکتمان به ما داده میشود و در حضور بزرگهای سینما که مورد احترام همه ما هستند.
میثم مخملباف: بزرگتر خانه ما صحبت کردند! من فقط تشکر میکنم از آقای معلم و آقای کلاری که استاد عکاسی ما بود.
حنا مخملباف: سلام!… اوم! چی بگم دیگه؟… مرسی! خسته نباشید! متشکرم!

عزتا… انتظامی: سلام به همه هنرمندان عزیز، خانواده محترم سینما. من اینجا میخواهم از همه شماها خواهشی بکنم. چون این جمع را با این وضع که آقای معلم دور هم جمع کرده ]برگزار کردن آن [کار آسانی نیست. برای آقای معلم یک دست مفصلی بزنید!… خیلی ممنون! متشکرم!… باید توضیح بدهم که وقتی پسر مخملباف دستهگلش را به من داد، خیلی اذیت شدم… مرسی! (از روی کاغذ میخواند) جایزه بهترین فیلم به… همونی که من دوست دارم! عروس آتش!
قاسم قلیپور: سلام میکنم خدمت همه، من کمی بیشتر از یک ذره هول شدم! برای اینکه فقط خودم میدانم چقدر کِیف میکنم که از دست استاد انتظامی جایزهام را گرفتم. من واقعاً تشکر میکنم از آقای معلم و همه بروبچههایی که تویِ مطبخ برگزاری این جشن دارند زحمت میکشند. انشاءا… که برای برگزاری چنین مراسمی، خیلیها کمک کنند… و خیلیها به تاخیر نیاندازند. فکر میکنم که اینجا خود آقای معلم بیشتر از هر کس دیگری میداند که چه زحمتها کشیدهاند. چون فکر میکنم که حداقل از این گروه، من آخرین نفر هستم. این است که پناه میگیرم پیش آقای انتظامی که من را دعوا نکنند و یک دقیقه اضافهتر مزاحمت ایجاد کنم، (رو به عزتا… انتظامی) مواظبم هستید؟!
انتظامی: بفرمایید!
قلیپور: طبیعتاً استاد سینایی منت بزرگی به گردن من دارد و به همراه او همه عزیزانی که زحمت کشیدند. اما خیلی وقت بود که دلم میخواست از همه بروبچههای مطبخ سینما تشکر کنم. از کسانی که هیچ وقت کسی نمیبیندشان، معمولاً در مجالس جایی ندارند یا امکان دعوت برایشان نیست. از بروبچههای فنی، عزیزهای تولید و تدارکات، زحمتکشهای استودیوی صدا، لابراتوار، زیرنویس… از آقای لقمانی عزیز فیلمبردار این فیلم و فریدون شیردل و همه بچههای فنی… از آقای شهرام زاهدی عزیز… همینطور که قبلاً آقای سینایی گفتند تکتک نمیشود نام برد… و از خیلی از عزیزانی که سینما را دوست دارند و هر جا که خیمه سینما برپا میشود با اشتیاق میآیند، همکاری میکنند، کمک میکنند و ذوق میکنند. از همه آنها متشکرم که این ذوق را به من انتقال دادند. و سپاسگزارم… از همه شما.

رخشان بنیاعتماد: ممنونم و غافلگیر شدم! چون اصلاً فکر نمیکردم که در رقابتهای امسال فیلم ما مورد نظر باشد. متشکرم.
بهمن قبادی: با عرض سلام. خیلی خوشحالم در خدمتتون هستم… مدیون همه سینماگرهای ایران هستم، حتی همان دوستانی که بهشون نسبت دادند «فیلمفارسیساز». همهشان، از همه این آدمها من تاثیر گرفتهام و متاثر هستم. خیلی ممنون.
علیرضا زریندست: من مجدداً تشکر میکنم از آقای معلم که واقعاً یک چنین جشنی را برپا کردند. من این جایزه را به جای آقای جوزانی دریافت میکنم و از ایشان هم متشکرم که برای فیلمبرداری این فیلم من را انتخاب کردند و این شانس را برای من به وجود آوردند. از همه سروران که اینجا حضور دارند سپاسگزاری میکنم. امیدوارم که همه موفق باشید.

رخشان بنیاعتماد: حقیقتش این است که نیم ساعت قبل از اینکه به مراسم بیاییم، پیام آقای معلم را شنیدم که هم وظیفه خیلی سختی به عهدهام گذاشتند و هم افتخار بزرگی را نصیبم کردند. اینکه به پاس سالها فعالیت مستمر آقای تقوایی; که البته من بابت مستمر بودن آن بعداً بحث دارم; قرار است که من حامل این پیام سپاس باشم. و وقتی حقیقتش تمام مدت این جلسه تقریباً خیلی از موارد جوایز را نفهمیدم داشتم فکر میکردم که چه باید بگویم، دست و بالم لرزید قلبم هنوز تپش دارد فهمیدم که وقتی پای حرمت استاد و شاگردی وسط بیاید دیگر نه به سن و سال ربط دارد و نه اینکه حتماً در کلاسی پای درس استادی نشسته باشی، که کسانی مثل تقوایی حضورشان و چگونگی حضورشان سند استادیشان است. جایگاه آقای تقوایی در عرصههای مختلف فیلمسازی (ساخت فیلم کوتاه، ساخت سریال، سینمای مستند و سینمای داستانی) مشخص است و گرچه همیشه این حسرت فاصلههای طولانی ساخت فیلمش بر دل خیلی از افراد، مثل خود من مانده، ولی فکر میکنم که امضای مبارکش هر بار بهیادماندنی است. یعنی هر کدام از آن فیلمها در مقطع خودش و در زمان خودش جایگاه خاص خودش را دارد: از رهایی تا باد جن تا آرامش در حضور دیگران تا ای ایران. که سرود «ای ایران» را ناصر تقوایی بر پرده سینما، زمانی سرود که نام بردن از ایران، خاک و وطن خیلی راحت نبود. درود بر آقای تقوایی.

ناصر تقوایی: همیشه بهترین اوقات عمر من وقتی بود که در کنار علاقهمندان به سینمای ایران بودهام، بچههایی که مستقیماً دستشان در کار سینما هست جای خود را دارند. ولی خب امشب آقای معلم پای خودم را وسط کشیدهاند و یک وضعیت دیگری را ایجاد کردهاند. هم از ایشان و هم از خانم بنیاعتماد به خاطر حرفهایی که راجع به من زدند تشکر میکنم و به خانم بنیاعتماد به خاطر فیلم خوب خودشان تبریک میگم.
بدترین آفتی که ممکن است گریبان یک جامعه یا یک حرفه را بگیرد دور گشتن در یک سیکل بسته است که خوشبختانه با تمام موانع و مشکلاتی که داشته سینمای ما دچار این گردش باطل نشده و سال به سال، روز به روز، فیلمهای تازهآمده، جوانانی این فیلمها را ساختهاند، بازیگران تازهای آمدهاند، تکنیسینهای تازهای در سینمای ما رشد کردهاند و این یک آینده خیلی خوبی را برای سینمای ما به من نوید میدهد. شاید عمر بعضی از این جوانان فیلمساز البته عمر حرفهایشان به اندازه سالهای بیکاری خود من نباشد ولی کارهای فوقالعاده درخشانی انجام دادهاند. نکته دیگری که لازم میبینم امشب بگویم همانجوری که آقای زریندست اشاره کرد مسئله دوستان ارمنی ما در سینما است که من در درجه اول، سال نو را به همهشان تبریک میگویم. شاید خیلی لازم نباشد که من در موردش حرف بزنم چون شما از تاثیر کار ارامنه بر سینمای ما ناآگاه نیستید. شاید اولین تکنیسینهای سینمای ما که پایههای فنی این حرفه را گذاشتند بچههای ارمنی بودند. آن وقتهایی که نه ابزار فنیای وجود داشت، نه لابراتواری وجود داشت و نه سرمایهگذاری که این ابزار را وارد این مملکت بکند، بچههای ارمنی با همت خودشان و با علاقه خودشان تقریباً تمام مسائل فنی سینمای ایران را روبهراه کردند. از یک نکته دیگر هم غافل نشویم که به سلیقه و اعتقاد من زیباترین فیلم سینمای ما اولین فیلم سینمای ماست که یک فیلمساز ارمنی برای ما ساخته است. فیلم حاجیآقا، آکتور سینما در تاریخ سینما یک فیلم استثنایی است. یک جوان ارمنی که در روسیه تحصیل کرده به ایران برمیگردد که فیلم بسازد و این امر اتفاقی نیست. او در آن زمان شاگرد بهترین استادهای سینمای روس بود و آن موقع سینمای روسیه موج نو و نفس تازهای در سینمای دنیا دمیده بود. زمانی که ]او [وارد ایران میشود مسائل سنتی، اخلاقی و ممنوعیتهای بسیاری مانع کار او بوده، ولی او از پا نمینشیند و همان مسائلی را که روز به روز برایش پیش میآمده است را تبدیل به یک فیلم میکند. یک بازیگر زن انتخاب میکند، ورود زنها به سینما به دلیل مسائل بسیار متفاوتی ممنوع بوده و غیرممکن بوده و او همین را موضوع فیلم خودش میکند. و شاید غیرقابل باور باشد که اولین فیلم سینمای ایران، فیلمی است راجع به خود سینما: ورود یک حرفه جدید، یک هنر جدید به میان ملتی که اصلاً با این حرفه آشنایی نداشتهاند. این فیلمساز در نهایت زیبایی موفق میشود که اعتماد مردم ایران را به این پدیده جدید جلب بکند. ]آن هم [در زمانی که بدبینی نسبت به پدیدههای جدید در مملکت ما بسیار زیاد بود. من امیدوار هستم یک روزی یک ستایش خوبی از این فیلم بشود، یک اکران عمومی پیدا بکند، تا ما یک بار دیگر بتوانیم به این فیلمساز ادای دین کنیم. از همه شما متشکرم.

رضا درستکار: به نام خدا، سلام عرض میکنم، امیدوارم خسته نباشید. مثل همیشه، که گویا جزو خصیصههای فرهنگی ما هم شده، که همه چیز در دقیقه ۹۰ به ثمر میرسد، آقای معلم من را غافلگیر کردند، گرچه من میدانستم که از چه کسی قرار است تجلیل بشود، ولی به هر حال این مهم را به من واگذار کردند.
اجازه میخواهم یک کمی بیشتر وقت دوستان را بگیرم. و یک داستان کوچولو تعریف کنم (!) هرچند که در حضور استادان محترمی هستم، امیدوارم که جسارت این کوچک خانواده را به بزرگواری خودشان ببخشند.
عرض شود که من ۲۰سالی هست که با سینما محشورم. ده سال خواننده نشریات سینمایی و تماشاگر بودم و ده سال هم از نزدیک با دوستان و عزیزان سینماگر مشغول مکالمه هستم. ده سال پیش وقتی که از طرف یک مجله سینمایی از من دعوت به همکاری شد، برایم خیلی شوقانگیز بود و خیلی خوشحال شدم. دوست داشتم چهره نویسندهها، بخصوص آنهایی که مطالبی راجع به سینمای ایران مینویسند را از نزدیک ببینم. و این تصویر را با آن نوشتهها مطابقت بدهم و ببینم واقعاً نویسندههایی که من میشناسم و دوست دارم چگونه آدمی هستند؟ این بود که دعوت آن مجله سینمایی را لبیک گفتم و کارم را شروع کردم. اما متاسفم که بگویم آن تصویری که من در ذهن داشتم خیلی زود رنگ باخت. و با آن چیزی که در مورد نوشتن، «حرمت نوشتن و نقد» تصور میکردم، انطباق نیافت.
این دوران مصادف بود با آغاز کار چند مجله سینمایی دیگر، که یکی از این مجلات همزمان از من دعوت به همکاری کرده بود. از آنجایی که تمام نویسندگان آن مجله، تازهکار بودند، من فکر کردم که با حضور در آنجا چیزی به من اضافه نخواهد شد، یا لااقل میتوان گفت که این، حسِ آن زمانِ من بود. لاجرم انگیزهای برای رفتن به آن مجله سینمایی نداشتم. البته در این مجله، یک نویسنده قدیمی هم بود که شناختی نسبی روی او داشتم و چون خیلی مستقل و شخصی عمل کرده بود، وسوسه دیدن او، کار خودش را کرد و من به خاطر حضور این نویسنده، دعوت آن مجله سینمایی را پذیرفتم.
علت اینکه این دو تجربه کاری را در اینجا مطرح میکنم، مقایسهای است بین چیزهایی که از نزدیک دیده و حس کردهام. و مسیری است در جستجوی آن خوبی، که به دنبالش هستیم و احتمالاً به خاطر آن، همه ما اینجا جمع شدهایم و البته من نامش را امشب «پیروزی منتقد» میگذارم. چرا که هر چه را که نتوانسته بودم در آن مجله اولی با ذهنیات خود منطبق کنم، در وجود این نویسنده عزیز و بزرگوار یافتم. و درس بزرگی از او گرفتهام. اینکه او چقدر با عزت نفس زندگی میکند، و به شکلی کاملاً اصولگرا به «نوشتن« مینگرد، اینکه نگاه محترمی به «سینما» دارد و در مقوله «رفاقت« کم نمیآورد، اینکه فخر غریبی در نوشتهها و در کلامش موج میزند، اوصافی است برازنده این نویسنده و منتقد عزیز که من شیفته و مرید او هستم.
افتخار میکنم که دست استادم آقای علیرضا وزل شمیرانی را ببوسم.

علیرضا وزل شمیرانی: والله… سلام عرض میکنم. آقای درستکار و دوستان من را به بغض انداختند… آدم احساساتیام، پیرمرد هم شدهام، نمیتوانم واقعاً زیاد صحبت کنم. فقط افتخار میکنم که در خدمت سینمای ایران و هنرمندانی هستم که همه میدانند دوستشان دارم و برایشان احترام قائلم. امیدوارم که این حق احترام را در نوشتههایم اداء کرده باشم.

مشایخی: عرض کنم که بنده خاک پای شما هستم…
(تشویق شدید حاضرین در سالن) یک مطلبی را دلم میخواهد حضورتان عرض کنم. سالهاست که ما شاگرد استاد قمشهای هستیم… یعنی او پیر مراد ماست… البته سن ایشان از من کمتره، ولی مراد من هستند… و یک روز به من فرمودند که آدم باید به مرحله «هیچ شدن« برسد… من هم کوشش کردهام که به این مرحله برسم… یا علی!
باران کوثری: مرسی، خیلی ممنون. همه چی خیلی جدیتر از آن بود که من بخواهم بیایم روی سن… بالاخره این همه استاد و هنرمند اینجا هستند که… من دست همهشان را میبوسم!
داریوش ارجمند: خیلی عذر میخواهم که وقت شما را میگیرم ولی در این جشن این برای اولین بار بود که من دیدم یک دانشکده، دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد واحد تهران، در اینجا یک نوع مشارکت آکادمیک داشت و چقدر خوب است که این نوع جوایز و این نوع تقدیرها در کشور ما رایج بشود. من سپاسگزاری میکنم از دکتر فردوس حاجیان و تندیسهای زیبای دانشگاه آزاد و امیدوارم که در جشنهای بعدی دوستان محقق و عالم دانشگاهی، بیشتر شرکت داشته باشند و نظرگاههای خودشان را مانند اهداء همین تندیسها و یادبودها به هنر ایران اعلام بکنند.

اسامی برندگان جوایز چهارمین دوره مراسم معرفی برگزیدگان سینمای ایران (۱۳۷۹):
بهترین صدا: اعتراض (اسحاق خانزادی)
بهترین طراحی صحنه و لباس: تهران روزگار نو (زندهیاد علی حاتمی)
بهترین تدوین: شوکران (مهرزاد مینویی)
بهترین فیلمبرداری: بلوغ (علیرضا زریندست)
بهترین فیلمنامه: عروس آتش (خسرو سینایی و حمید فرخنژاد)
بهترین موسیقی متن: اعتراض (مجید انتظامی)
بهترین بازیگر مرد (دو مورد): داریوش ارجمند (اعتراض)، فرامرز قریبیان (چشمهایش)
بهترین بازیگر زن (دو مورد): هدیه تهرانی (شوکران)، مهتاب کرامتی (مرد بارانی)
بهترین کارگردانی: بهروز افخمی (شوکران)
جایزه ویژه هیئت داوران: به خانه فیلم مخملباف برای فعالیتهای پرثمر و نوین در عرصه تولید فیلم به روش خانوادگی.
بهترین فیلم: عروس آتش (تهیهکننده: قاسم قلیپور)
جایزه یک عمر فعالیت هنری: ناصر تقوایی برای فعالیتهای پرثمر در عرصه سینمای اندیشمند ایران.
جایزه یک عمر فعالیت نوشتاری در عرصه ادبیات سینمایی: آقای علیرضا وزل شمیرانی; محقق و نویسنده سینمایی.
سه فیلم برتر سینمای اجتماعی: زیر پوست شهر (رخشان بنیاعتماد)، زمانی برای مستی اسبها (بهمن قبادی)، بلوغ (مسعود جعفری جوزانی).

اسامی هیات داوران چهارمین دوره:
خانم نیکی کریمی و آقایان عزیز ساعتی، جواد طوسی، کامبیز کاهه، خسرو دهقان، امید روحانی، تهماسب صلحجو، رضا درستکار، بیژن اشتری و علی معلّم.

اسامی بیست بازیگر برگزیده سینمای ایران پس از انقلاب اسلامی
(به انتخاب خوانندگان، هنرمندان سینما و ادبیات و نویسندگان و منتقدان) (۱۳۷۹-۱۳۵۹)
عزتا… انتظامی، جمشید مشایخی، علی نصیریان، سعید پورصمیمی، داریوش ارجمند، پرویز پرستویی، خسرو شکیبایی، اکبر عبدی، فریماه فرجامی، فرامرز قریبیان،
سوسن تسلیمی، گلاب آدینه، مهدی هاشمی، فاطمه معتمدآریا، فریبرز عربنیا، ابوالفضل پورعرب، نیکی کریمی، محمدرضا فروتن، هدیه تهرانی و لیلا حاتمی

پاسخ دهید