صحبت‌های برندگان پنجمین دوره جشن حافظ

جایزه بهترین صدابرداری و صداگذاری‌:

مجید مظفری‌: (خطاب به حضار) سلام عرض می‌کنم خدمتتان‌… راستش انتظار نداشتم که اولین نفر من باشم‌! در هر صورت این باعث افتخار من است و امیدوارم که اگر ]در اعلام اسامی [اشتباهی کردم من را ببخشید.

محمدرضا دلپاک‌: خیلی متشکرم از همه دوستان و هیات داوران که بنده را قابل دانسته‌اند… از آقای معلم هم خیلی سپاسگزارم‌. البته واقعیت این است که من بارها گفته‌ام که معتقد نیستم ]بین من و سایر همکارانم [رقابتی وجود دارد و ]از نظر من [این جایزه متعلق به انجمن صدابرداران ایران است‌… ]کسانی [که تلاش می‌کنند هرچه بهتر صدایشان را به دنیا برسانند… قربان شما! خداحافظ‌!

 

جایزه بهترین طراحی صحنه و لباس‌:

ویشکا آسایش‌: من خیلی خوشحالم از اینکه امشب در جمع شما هنرمندان حضور دارم و افتخار (این را) دارم که جایزه بهترین طراحی صحنه و لباس را بدهم‌.

ایرج رامین‌فر: من خیلی ممنونم از جامعه منتقدین مجله دنیای تصویر و آقای معلم‌، با این مجله خوبشان‌، که این جایزه را به من دادند. من چون همین جوری ]پشت هم [دارم برای سگ‌کشی جایزه می‌گیرم یک کم به خودم امیدوار شده‌ام‌… فکر می‌کنم که کار خوبی بود! مرسی‌!

 

جایزه بهترین تدوین‌:

علی معلم‌: (با اشاره به ابراز احساسات حضار) می‌بینی پرویز جان که شما را خیلی دوست دارند! ما به تقاضای جمع جواب دادیم‌!

پرویز پرستویی‌: سلام‌! خسته نباشید و امیدوارم که شب خوبی داشته باشید و ممنونم از آقای معلم که یک چنین کانون گرمی را به وجود می‌آورد ]که در آن [به هرحال ما هم می‌آییم و از حضور دوستان لذت می‌بریم‌.

مصطفی خرقه‌پوش‌: خیلی خوشحالم که مورد لطف دوستان منتقد دنیای تصویر قرار گرفته‌ام‌. به یک نکته‌ای که شاید هم جایش اینجا نباشد می‌خواستم اشاره کنم و آن هم جفایی است که در اکران از جانب ممیزی به فیلم بچه‌های بد شد… امیدوارم که نصیب هیچ کس دیگری نشود!

 

جایزه بهترین موسیقی متن‌:

بابک بیات‌: سلام عرض می‌کنم‌.

به کوی عشق منه بی‌دلیل راه قدم

که من به خویش نمودم صداهتمام و نشد

مرسی از آقای معلم و تشکر از مجله خوب دنیای تصویر…

(پیش از اعلام نام احمد پژمان به عنوان برگزیده جایزه بهترین موسیقی متن) با یک جمله دوستان را در انتظار می‌گذارم‌… یادم است وقتی ۲۱ سالم بود در دسته کُر اپرایی می‌خواندم به نام «دلاور سهند»… آن موقع آهنگساز این اپرا دوست عزیزم‌… استاد عزیزم‌… آقای احمد پژمان بود. به افتخارشان‌!

علی معلم‌: آقای عابدینی آقای پژمان را می‌شناسید یا نه؟

عابدینی‌: بله آقای پژمان را دو سه بار دیده‌ام‌. واقعاً دستشان درد نکند، با این موسیقی‌شان فیلم باران را… دگرگون کردند! واقعاً دستشان درد نکند!

 

جایزه بهترین فیلمبرداری‌:

مهتاب کرامتی‌: با سلام و تشکر از آقای معلم برای این محفل گرم‌.

علی معلم‌: آقای ناجی‌… آقای داودی چه جور فیلمبرداری بود؟! از فیلمبردارها باید راجع به بازیگرها پرسید یا از بازیگران درباره فیلمبرداران؟!

ناجی‌: سلام عرض می‌کنم‌، خسته نباشید. من که از آقای داودی خیلی راضی بودم‌! البته قبل از باران با آقای داودی در تولد یک پروانه با هم بودیم‌… دستشان درد نکند… واقعاً فیلمبردار خوبی بودند.

 

جایزه بهترین فیلمنامه‌:

علی مصفا: در خدمتیم‌!

رضا میرکریمی‌: به ما که رسید دیگه حرف‌هایمان تکراری شد… باید از آقای معلم تشکر کرد و ]از [مجله دنیای تصویر (!) من فکر می‌کنم حداقل در مملکت ما هرجا یک حرکت خوب و خودجوش و با صفا دیدیم در واقع باید دنبال ردپای یک آدم دلسوز و خوشفکر و کارآشنا بگردیم و من فکر می‌کنم که دنیای تصویر این فرد را دارد… آقای معلم‌، و البته بیش از آن همکاران فهیم ایشان‌، که این حرکت فرهنگی را ایجاد کرده‌اند. من به خاطر این حرکت از ایشان تشکر می‌کنم‌، نه به عنوان کسی که جایزه گرفته‌… بلکه به عنوان کسی که وظیفه خودش می‌داند به خاطر کاری که می‌کنند این تقدیر را از ایشان داشته باشد… خیلی ممنون‌.

 

جایزه بهترین بازیگران مرد:

پرویز پورحسینی‌: با سلام خدمت همه حضار محترم‌… نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیگران مرد…

دختر جمشید هاشم‌پور: من افتخار می‌کنم که به نیابت از پدرم آمده‌ام تا جایزه ایشان را بگیرم و از جناب آقای معلّم و دست‌اندرکاران این مراسم تشکر کنم‌.

لیلا حاتمی‌: سلام‌!

محمدرضا فروتن‌: از لطفتان بسیار سپاسگزارم و متشکرم‌… از آقای معلم هم به نوبه خودم تشکر می‌کنم که به هرجهت به هنرمندها شانی می‌دهند… البته من که خودم را هنر دوست می‌دانم و خاک پای کسانی هستم که سرورم هستند و در اینجا تشریف دارند. اما از آقای معلم بسیار سپاسگزارم که هر ساله این کار را ادامه می‌دهند و بین ما و مردم‌مان احترام متقابلی را تقویت می‌کنند… همچنین از آقای پوراحمد بی‌نهایت سپاسگزارم‌… به خاطر لطف‌هایشان و به خاطر کمک‌هایشان‌. (خطاب به حضار) از شما هم ممنونم‌، ]شمایی [که دوستتان دارم‌.

 

جایزه بهترین بازیگران زن‌:

بهرام رادان‌: با عرض سلام نامزدهای دریافت جایزه بهترین بازیگران زن‌.

نیکی کریمی‌: با سلام‌. خیلی ممنونم آقای معلم‌. راستش نمی‌دانم چرا همیشه به من می‌گویند; «تو فقط در خارج از کشور جایزه می‌گیری‌» (!)… البته شما هم دیگر کم‌کم دارید مرا لوس می‌کنید و هرسال به من جایزه می‌دهید! تشکر می‌کنم از هیات داوران و خیلی ممنونم‌.

جعفر پناهی‌: اجازه می‌خواهم قبل از اینکه بازیگر خوب این فیلم روی صحنه بیاید… بگویم که همیشه دلم می‌خواست عرض ادبی داشته باشم خدمت استاد… در واقع نسل من مدیون نسلی است که با خود تفکر و اندیشه را وارد سینما کرد… برای من افتخار بزرگی است که امشب به بازیگر این فیلم جایزه می‌دهم چرا که این فیلم مربوط به استاد بهرام بیضایی است (تشویق حاضران برای لحظاتی حرف او را قطع می‌کند) واقعاً از این نسل‌، خیلی آموخته‌ام و از این رو ]تقدیم این جایزه [برای من افتخار است‌. متشکرم‌.

مژده شمسایی‌: با سلام‌، ببخشید صدای من گرفته‌، برای این که به شدت مریض هستم (با اشاره به تصاویر پخش شده از فیلم سگ‌کشی) هرچند که به شنیدن صداهای ناهنجار از من الان عادت کردید! خیلی ممنونم از هیات داوران که بازی‌ام را در فیلم سگ‌کشی مورد توجه و تقدیر قرار دادند. واقعیت این است که فکر می‌کنم‌، یکی از بزرگ‌ترین خطرها برای یک بازیگر این است که در مقطعی از عمر حرفه‌ای خودش نقش بزرگی را بازی کند که مورد توجه قرار بگیرد و دیگر هیچ وقت برایش پیش نیاید که نقشی به آن خوبی و بزرگی بازی کند. امیدوارم که این اتفاق برای من نیفتد.

 

جایزه بهترین کارگردان‌:

هدیه تهرانی‌: درود بر شما و شب‌بخیر.

… مجیدی‌: از طرف پدرم از همه تشکر می‌کنم‌… و خیلی خوشحالم که این جایزه را از خانم تهرانی گرفتم‌.

 

جایزه ویژه هیات داوران‌:

حمید فرخ‌نژاد: من عرض ادب می‌کنم خدمت همه حضار محترم (کاغذ را به دست می‌گیرد)

علی معلم‌: اسمش را نخوان‌!

حمید فرخ‌نژاد: بگذار بخوانم از بین چه فیلم‌هایی این انتخاب شده‌…

علی معلم‌: آخه نامزد دیگه‌ای ندارد… فقط یک قلم بیشتر نیست‌!

حمید فرخ‌نژاد: خب این را خودتان می‌خواندید دیگه‌!

جایزه ویژه هیات داوران به آقای کیومرث پوراحمد برای نویسندگی‌، تدوین و کارگردانی فیلم شب یلدا به عنوان تجربه‌ای جدید در سینمای ایران‌.

کیومرث پوراحمد: خسرو دهقان هم به این جایزه رای داده؟… چون اگر خسرو رای نداده بود من ]این جایزه را [قبول نمی‌کردم‌! خیلی متشکرم آقای معلم سالی یک بار ما را اینجا جمع می‌کند، بعد… ما با هم حرف می‌زنیم‌… دردِ دل می‌کنیم‌… با ما عکس می‌گیرند… امضاء می‌کنیم‌… نوشابه می‌خوریم‌… به هرحال خیلی ممنون‌! این آقای معلم‌، چند سال‌… چند سال که نه‌، دو سه سال‌… هی ما را صدا می‌کرد این بالا جایزه بدهیم‌… دق کردیم بابا! اولاً این (با اشاره به تندیس حافظ‌) حافظه خیلی خوشگله‌… من خیلی آن را دلم می‌خواست‌… بعد… خب این مخلفاتش هم (اشاره به سایر جوایز) خیلی خوبه دیگه‌! اینها هم هست‌! به هرحال خیلی ممنون‌… خیلی متشکرم‌.

علی معلم‌: تقصیر ما چیه که شما چند سال فیلم نساختید؟!

کیومرث پوراحمد: راست می‌گه‌… من هم فیلم نساخته بودم‌.

 

جایزه بهترین فیلم‌:

علی معلم‌: (با اشاره به ابراز احساسات شدید حاضران‌) ببینم‌… تو «ولید» بودی اینقدر طرفدار داری؟!

شریفی‌نیا: سلام عرض می‌کنم خدمت همه دوستان عزیز… من این گل را تقدیم می‌کنم به آقای معلم که با ما آشتی کند! چون هرچی می‌گن «شریفی‌نیا» نمی‌گه ما بیاییم بالا! (گل را به علی معلم می‌دهد!)

شریفی‌نیا: یکی درد و یکی درمان پسندد

یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم آنچه را جانان پسندد

مجبور بودم که یک جواب دندان‌شکنی به آقای معلم بدهم‌! به هرحال‌، ضمن عرض سلام مجدد و تشکر بسیار بسیار زیاد از شما… نامزدهای دریافت جایزه بهترین فیلم‌…

منوچهر محمدی‌: طبیعتاً من هم باید تشکر کنم از آقای معلم و همکارانشان به خاطر این جشن صمیمانه و آرزو کنم که به مناسبت این جایزه که جایزه حافظ است‌… سینمای ما در معنای عشق و رندی حافظ را سرلوحه خودش قرار بدهد.

 

جایزه یک عمر فعالیت هنری‌:

ثریا قاسمی‌: متشکرم‌! سلام‌! شب بخیر! خسته نباشید! شما و همه دوستانی که می‌دانم چندین روز است که دارند کار می‌کنند برای اینکه این جشن را برپا کنند. ظاهراً من همیشه زیاد صحبت می‌کنم‌… مطبوعاتچی‌ها(!)… ژورنالیست‌ها (!)… از این زیاد خوششون نمیاد ولی من گاهی دوست دارم بعضی چیزها را بگویم و می‌گویم‌! آخه حرف زیاد است‌!… من در مورد ۵۵ سال کار مداوم حرف بزنم؟ ۵۵ سالی که ۲۰ سالش را شماها دیده‌اید، ۲۰ سال قبلش را نسل گذشته دیده است و ۱۵ سالش را نسل دیگری‌… ۵۵ سال کار مداوم‌… ۵۵ سال روی پا ایستادن‌… چه طور می‌شود؟ چه چیزی‌… چه نیرویی آدم را این طور نگه می‌دارد؟ من حرف‌هایم را کوتاه می‌کنم‌… عشق است‌… (تشویق حاضران‌)

و این عشق است که این پیشکسوت‌ها را برای ما نگه داشته است‌.

آنها جاده را برای ما صاف کردند، ]آن هم [در زمان‌هایی که اگر آدم بخواهد برای شما تعریف بکند ]برای این کار [کتاب‌ها باید چاپ بشوند. ]در شرایطی که [سخت بود… دشوار بود… بی‌حرمت بود… تبلیغات نبود… مجله‌ها نبودند… فستیوال‌ها (اشاره می‌کند به سالن مراسم‌)، جشنواره‌ها نبودند… عکس‌های‌ِ ]روی جلد [نبودند… اما ]آنها [کار می‌کردند… روی صحنه‌… با زحمت‌… با رنج‌… با مرارت‌… با مصائب‌… کار کردند و جاده را صاف کردند. نسل بعد ما آمدیم و نسل بعد هم جوان‌هایی که ماشاا…! حظ می‌کنه آدم از دیدنشان‌! یکی از یکی زیباتر، یکی از یکی هنرمندتر… اما به آن عشق و آن احترام به حرفه‌… باید احترام گذاشت‌.

لطف کنید و اگر ]کارتان را [دوست دارید ادامه بدهید… اگر این کار را دوست نداشته باشید، و اگر به آن عشق نداشته باشید ماندگار نیستید… ماندگاری فقط با عشق میسر می‌شود… فقط و فقط‌!

حمیده خیرآبادی (نادره‌): فقط من از شما تشکر می‌کنم‌… (خطاب به حاضران در مراسم‌) قربون همه شماها برم‌!

 

جایزه یک عمر فعالیت در عرصه نوشتاری ادبیات سینمایی‌:

رضا درستکار: با نام و یاد خدا و تقدیم سلام‌… امیدوارم که تا این لحظه خوش گذشته باشد و خسته نباشید، چون جشن ما هرچه جلوتر می‌رود مهم‌تر می‌شود. خیلی خوشحالم از این که این افتخار به من داده شد تا بار دیگر جایزه یک عمر فعالیت نوشتاری در عرصه ادبیات سینمایی را به یک همکار و پیشکسوت خودم تقدیم کنم‌.

در اهمیت و لزوم این تجلیل‌، شاید همین بس باشد که ]بدانیم [کسی ۳۷ سال از بهترین سال‌های زندگی خودش را صرف نوشتن‌، تحقیق و پژوهش درباره سینمای ایران کرده است و من واقعاً فکر می‌کنم که همین یک مورد ]برای انجام این تجلیل [کفایت می‌کند، اما ]شاید بد نباشد اشاره کنم که [این عزیز فرزانه که امشب دوستان نویسنده «دنیای تصویر» و آقای معلم از او تجلیل می‌کنند، و من این تجلیل را مضاعف می‌کنم به تجلیل و ستایش و تکریم نسل بعدتر از این «آقای نویسنده‌»، علاوه بر کار نوشتن در کار عملی سینما هم حضور داشته و نقطه ثقلی در نوشتن و فیلم و سینمای ایران به وجود آورده که آن را با زندگی‌اش آمیخته و ]به این تعبیر [واقعاً عنوان «آقای نویسنده‌» برازنده اوست‌. ایشان از سال ۱۳۴۳ دانشجوی رشته روزنامه‌نگاری بوده‌اند. در مدرسه عالی تلویزیون آموزش دیده و دانش آموخته شده‌اند. دستیاری و همراهی سه تن از بهترین فیلمسازان کشورمان یعنی آقایان هژیر داریوش‌، پرویز کیمیاوی و ناصر تقوایی را به عهده داشته‌اند و در طول این سال‌ها در جاهای مختلف فیلم‌های مستندی را ساخته‌اند که بد نیست بعضی از آنها را یادآوری کنیم تا حداقل ]نامشان [به گوشمان آشنا باشد: زندگی دکتر فاطمی ، شب میراب ، بحران مسکن ، قبایل و طوائف بلوچستان ، آخرین روزهای زندگی استاد عبادی ، یادگارهای سیستان ، دی ماه ۵۹ در بوشهر ، از هامون تا هورالعظیم ، بازگشت (درباره بازگشت آزادگان عزیز به ایران‌)، رازی (درباره استاد علی قهاری که مجسمه رازی را طراحی کرده و ساخته‌اند)، تعزیه در زابل ، شهر سوخته ، (حفاری از تمدن ۵۳۰۰ ساله در سیستان‌) و فیلم بلندشان مشروطیت تا سپنتا . اما این تجلیل مربوط می‌شود به یک عمر کار ایشان در عرصه نوشتن‌… در عرصه جنگ با جهل و جنگ با فراموشکاری‌…

در طول این سال‌ها در کنار مقالات فراوانی که این جا و آن جا نوشته‌اند، جا دارد از چند کتاب خوب‌شان هم نام ببریم‌:

فیلمنامه سینمای ایران ، کتاب دوازدهم از مجموعه کتاب‌های «چه می‌دانیم؟» درباره سینمای ایران‌، سینمای ایران‌، عرصه تفاوت‌ها مربوط به تاریخ سینمای مستند، ترجمه مقدمه‌ای بر سینمای مستند تلویزیونی (در دست انتشار) و کتاب مستطاب و بلند همت ایشان سینمای رویاپرداز که نسل بعدتر از تحلیل‌ها و تفسیرهای آن بسیار آموخته‌اند.

محمد تهامی‌نژاد: با عرض سلام‌… من نویسنده تاریخ هستم‌، اما شما… سازندگان تاریخ سینمای ایران هستید… البته من تنها یکی از نویسندگان تاریخ سینمای ایران هستم‌. (با اشاره به تصاویر پخش شده از فیلم مشروطیت تا سپنتا) از ساخت این فیلم نزدیک به ۳۱ سال می‌گذرد…

قلبم به شدت دارد می‌زند!… و من در این مدت شاهد پیشرفت‌ها و رشد سینمای ایران بوده‌ام‌… و خوشحالم‌… خوشحالم هم از اینکه این جایزه را دریافت می‌کنم و هم از اینکه همچنان می‌توانم شاهد موفقیت‌های بیشتر سینمای ایران و شما عزیزان باشم‌. خیلی متشکرم‌.

دکتر اردلان‌: بنده برای اینکه مزاحم ذهن هنرمندان گرامی و حضار ارجمند نشوم ]فقط [چند مطلب خیلی کوتاه در حد ۳ یا ۴ دقیقه عرض خواهم کرد.

ابتدا به نام آنکه جان را فکرت آموخت‌. دوم اینکه سینما هنری است که تکوین آن قرین با پیدایی تکنولوژی است‌. تکنولوژی کلمه‌ای است از ریشه‌ای یونانی که سه صفت بارز داشته است‌. اول اینکه در یک مدت زمان معین کار زیادی انجام بشود. دوم اینکه در همین مدت زمان کار با سرعت انجام بشود. سوم اینکه سبب سلب امری در حوزه معرفت شنیداری (به معنی میتولوژیک آن‌) و در حوزه معرفت دیداری (به معنی اساطیری آن‌) نشود که تعبیر امروزی و ژورنالیستی از این عبارت این گونه خواهد بود که آلودگی به بار نیاورد. سینما، با توجه به اینکه در عصر تکنولوژی تکوین پیدا کرده است و ضمناً ماهیت هنر بر آن جریان و سیلان دارد، در میان مقولات فراوانی که در حوزه تکنولوژی متولد شده‌اند، این شانس را دارد که هر سه خصلت را دارا باشد و آسیبی به معرفت دیداری و شنیداری جوامع وارد نکند.

مطلب دیگری که بنده می‌خواستم عرض کنم این است که سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران بسیار خرسند است که سهم کوچکی در برگزاری این جشن مهم داشته است‌.

و نکته آخری که به عنوان شخص خودم می‌خواهم عرض کنم و نه به عنوان سازمان فرهنگی هنری شهرداری‌، این است که اگر امکان‌پذیر بود که در کشور ما «تقدیری و جایزه‌ای به قدمت ازل‌» در حوزه سینما به یک انسان تعلق گیرد… من آن تقدیر ازلی را تقدیم جناب آقای بیضایی می‌کردم و اگر امکان‌پذیر بود که «تقدیری ابدی‌» نثار یک فیلم بشود بنده آن تقدیر ابدی را نثار فیلم گاو ساخته آقای مهرجویی می‌کردم‌. خدا نگهدار!

 

ده فیلمساز برگزیده دهه هفتاد:

حمید امجد: گویا بهانه صحبت فیلم مسافران است‌. طی ده سالی که از ساخت مسافران می‌گذرد نوشته‌ها و گفته‌های زیادی درباره این فیلم عرضه شده است و به لحاظ جنبه‌های مختلف زیبایی‌شناسی‌، معنایی‌، شکلی‌، ساختاری و ارتباط آن با دیگر آثار سازنده‌اش به آن پرداخته شده است‌. بنابراین اجازه بدهید که با توجه به فرصت کوتاهی که بنده دارم اصلاً وارد بحثی راجع به خود فیلم نشویم و تنها ضمن یاد کردن از چند تن از بزرگانی که در آن فیلم بودند و حالا دیگر در بین ما نیستند، کسانی مثل استاد گرمسیری و مهم‌تر از همه بانوی نمایش و سینمای ایران خانم جمیله شیخی‌، من از منظر دیگری در مورد این فیلم صحبت بکنم که بیش از آن که درباره خود اثر یا درباره سازنده آن باشد، منظری جنبی است‌.

یاد کرد یا ستایش از هر فیلم بزرگ و ماندگاری در واقع تاییدی است بر کار خلاقه گروه کثیری از هنرمندان و فن‌آوران و دست‌اندرکاران صنعتی‌، هنری و فنی که در آن فیلم کار کرده‌اند و هر فیلم بزرگ زمانی که ماندگار می‌شود و مدام به آن رجوع می‌شود تبدیل به بخشی از میراث فرهنگی سینما می‌شود و جزو سرمایه ملی و معنوی سینمای کشور به حساب می‌آید و عملاً مایه مباهات مجموعه دست‌اندرکارانش است و در کارنامه مجموعه آنان نقطه بسیار روشنی را تشکیل می‌دهد. بارها درباره بازیگران‌، فیلمبرداران‌، طراحان صحنه و به عبارتی مجموعه همکارانی که در فیلم‌هایی با آقای بیضایی کار کرده‌اند، چه در گفتگوهایشان از زبان خودشان و چه درباره آنها، شنیده‌ایم و به این اشاره برخورد کرده‌ایم که کاری که آنها در فیلم آقای بیضایی داشته‌اند در اندازه‌هایی بالاتر از میانگین معمول کار خودشان در فیلم‌های دیگر بوده است و این اتفاقی است که به هرحال در کارنامه گروه کثیری از سینماگران در آثار آقای بیضایی افتاده است و عامل آن ترکیبی است از فرهنگ‌، زیبایی‌شناسی و اصلاً نوعی نگاه و جسارت و شهامت عرضه اثری غیرمتعارف و غیره و غیره و به عبارتی همه آن چیزهایی که آقای بیضایی با هر فیلم خودش به سینمای ما عرضه کرده است و در واقع شامل چیزهایی است که سینمای ما و فرهنگ سینمایی ما و محیط سینمایی ما به خاطر آنها مدیون اوست‌. و این جدای از خواب‌های زیبا و رویاهای زیبایی است که طی سال‌ها هریک از این فیلم‌ها برای هریک از ما به ارمغان آورده‌اند. من فکر می‌کنم چیزی که از این منظر جنبی می‌توان درباره این فیلم‌ها یافت‌، جدای از ارزش‌های ساختاری و درون ساختی خود آثار، چیزهایی است که به همه ما داده‌اند، همهمایی که تماشاگر یا دست‌اندرکار این فیلم‌ها بوده‌ایم و همهمایی که این فیلم‌ها را دوست داریم‌. آقای بیضایی با هر فیلم خود اندازه‌ها، معیارها و استانداردهای این سینما را دگرگون کرده است و این سینما به این دلایل مدیون اوست‌. ضمناً به یاد بیاوریم که این اولین باری نیست که فیلمی از آقای بیضایی فیلم محبوب یا مهم دهه محسوب می‌شود و اولین‌باری نیست که فیلمی از آقای بیضایی برای صدر جدول فیلم‌های یک دهه انتخاب می‌شود این اتفاقی است که در چند دهه پیاپی رخ داده است‌. و در عین حال از یاد نبریم که این فیلم‌هایی که دوستشان داریم‌، با آنها زندگی می‌کنیم و مدام به آنها رجوع می‌کنیم و از نسلی به نسل دیگر به فرهنگ عمومی ما راه پیدا می‌کنند، چه جوری ساخته شده‌اند و این فیلمساز محبوب طی سه دهه این فیلم‌های محبوب را چگونه ساخت‌. به یاد بیاوریم‌. به یاد بیاوریم که اگر از چند فیلم کوتاهی که ایشان در دهه چهل ساختند بگذریم‌، در دهه پنجاه ایشان یک فیلم کوتاه و پنج فیلم بلند ساختند که یکی از آنها هنوز نمایش داده نشده است‌. در دهه شصت سه فیلم بلند ساختند که یکی‌شان هرگز به نمایش عمومی درنیامده است و در دهه هفتاد یک فیلم بلند و یک فیلم کوتاه ساختند که آن فیلم کوتاه را هم هنوز در نمایش عمومی ندیده‌ایم‌. اکنون دهه هشتاد است و خب‌… یک فیلم از ایشان روی پرده رفته است و من فکر می‌کنم که بر ما که این فیلم‌ها را دوست داریم به عنوان سهامداران فرهنگی این میراث فرهنگی و این سرمایه ملی بایسته است که اجازه ندهیم وقتی در پایان دهه هشتاد فیلم‌های محبوب این دهه را مرور می‌کنیم تنها یک فیلم از آقای بیضایی برای دوست داشتن‌، به خاطر آوردن یا برگزیدن داشته باشیم‌. متشکرم‌.

بهرام بیضایی‌: من فکر می‌کنم مدیون مهربانی کسانی هستم که این انتخاب را کرده‌اند. شایسته آنچه که اینجا گفتند نیستم‌… قبلاً آقای پناهی ابراز لطف کردند… تنها چیزی که من می‌توانم بگویم این است که هرگز به اینکه کاری را در گذشته کرده‌ام اکتفا نکرده‌ام و امیدوارم آنچه که در آینده می‌کنم جواب